شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣ - يادآوري
كتاب الهي و نوشته رباني عالم طبيعت و كتاب وجود است.
آنچه تا بدين جا گفته آمد به اعتبار قوس نزول بود وگرنه، در واقع، آغاز و انجام يكي است، زيرا در روزي كه مقدار آن بر حسب شمارش ما معادل هزار سال است، هر چه از آسمان الهي نازل شده به سوي او بالا ميرود [١]. و همين نكته، دليل خاتميت نبيّ مكرم و رسول معظم هاشمي است كه وجود نخستين است؛ چنان كه در حديث آمده است: «نحن السابقون الآخرون [٢]؛ ما اولين و آخرينهاييم».
ميدانيم كه ميان ابتدا و انتهاي كتاب سورهها و آيهها و بابها و فصلهايي قرار دارد. در نتيجه، اگر وجود مطلق و كتاب تأليف شده حضرت اله را، كه به وسيله مراتب و منازلش به نظم كشيده شده، همچون كتاب واحدي به حساب آوريم، هر يك از عوالم كليّه باب و جزئي از ابواب و اجزاء آن و هر يك از عوالم جزئيّه سورهاي و فصلي از آن خواهند بود. همچنين، هر مرتبهاي از مراتب يك عالم يا هر جزء از اجزاء آن آيه و كلمهاي به شمار خواهد آمد. بدين ترتيب، گويي اين فرموده خداوند متعال: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ... [٣]؛ از جمله نشانههاي او اين است كه [پدر] شما آدميان را از خاك آفريد. سپس هنگامي كه [با توالد] به صورت انسانهايي شديد، بر روي زمين پراكنده گشتيد ...» ناظر به اين اعتبار است.
اما اگر سلسله وجود را كتابهاي متعدد و تاليفات متكثّر فرض كنيم، ناگزير هر عالم كتاب مستقلي خواهد بود كه به اعتبار مراتب و انواع و افراد بابها و آيهها و كلمههايي دارد. و گويي اين فرموده خداوند «لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ [٤]؛ هيچ تر و خشكي نيست جز آن كه در كتاب مبين آمده»، به همين اعتبار است. اما اگر بين اين دو
[١]. برگرفته از آيه ٥ سوره سجده.
[٢]. در بحارالانوار اين عبارت چنين آمده است: نحن الاخرون السابقون، ج ١٦، ص ١١٨؛ رك: بحار الانوار؛ ج ١٥ و ج ٢٤، ص ٤ و ص ٢٣٢؛ صحيح مسلم؛ ج ٢، ص ٥٨٥؛ صحيح بخاري؛ ج ١، ص ٣٦.
[٣]. روم/ ٢٠- ٢٥.
[٤]. انعام/ ٥٩.