شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩ - (از تو درخواست ميكنم)
«يحشر بعض الناس علي صور يحسن عندها القردة و الخنازير [١]؛ برخي از مردم به اشكالي محشور ميشوند كه ميمونها و خوكها از آنان زيباترند». اين كمال حيواني و خير چهارپا بودن و درندگي نيز از بركات وجود و خيرات و نور و زيبايي آن است.
به هر ترتيب، هر چه وجود از آميختگي به امور عدمي و نقصها و فقدانها و نيز از آلايش جهل و ظلمت به دور و خالص باشد، نورانيتر و نيكوتر ميشود. به همين سبب، عالم مثال نورانيتر از عالم طبيعت است و عالم روحانيات و مقربان، كه از مجرداتاند، از آنها نورانيترند و عالم ربوبي از همه عوالم، به سبب خالص بودنش از نقص و پاك بودنش از امور عدمي و منزه بودنش از ماهيت و ملحقات آن، نوراني؟ تر است. البته، نوري جز نور او وجود ندارد و نيكويي و روشنايياي نيست مگر در نزد او. زيرا او تمامي نور و نيكويي است و تمامي او نور و نيكويي است.
سيد بزرگوار محقق داماد [٢]، قدس سره، در كتاب تقديسات، بنا بر نقل صحيح ميگويد:
«و هو كلّ الوجود وكلّه الوجود وكلّ البهاء و الكمال وكلّه البهاء و الكمال وما سواه علي الاطلاق لمعات نوره ورشحات وجوده وظلال ذاته [٣]؛ خداوند همه وجود است و همه او وجود است، و همه نور و كمال است و همه او نور و كمال است، و غير او، همگي پرتوهاي نور و رشحات وجود و سايههاي ذاتش هستند».
پس، خداي متعال نور و خير محض است بدون آميختگي با ظلمت، كمال است بدون غبار منقصت، و روشنايي است بدون اختلاط با تيرگي؛ زيرا او وجود بدون عدم و انيّت بدون ماهيت است. عالم نيز به اعتبار اين كه نشانه او و منسوب به اوست و سايه گسترده
[١]. علم اليقين؛ ج ٢، ص ٩٠١.
[٢]. مير محمد باقر بن مير شمسالدين حسيني مشهور به ميرداماد از فلاسفه بزرگ قرن ١٠ و ١١ هجري است. او در علوم عقلي و نقلي و نيز در علوم غريبه يد طولايي داشت. به فارسي و عربي شعر ميگفت و اشراق تخلص ميكرد. از آثار او ميتوان: القبسات، الافق المبين في الحكمة الالهية، الرواشح السماوية في شرح احاديث الامامية كه شرحي بر كتاب كافي است را نام برد. ملاصدراي شيرازي از شاگردان اوست.
[٣]. تقديسات، نسخه خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي به شماره ١٨٠٦.