شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤١ - دنباله سخن
اللهم اني اسئلك من منّك باقدمه و كل منّك قديم. اللهم اني اسئلك بمنّك كلّه ...
پروردگارا، از تو درخواست ميكنم به قديمترين احسانت حال آن كه همه احسانهاي تو قديم است. بارالها، از تو به همه احسانت درخواست ميكنم.
اين فقره از دعا، بهترين شاهد مطلبي است كه پيشوايان حكمت متعاليه و صاحبدلان اهل معرفت بدان اعتقاد دارند و آن اين كه فيض حق تعالي قديم است. خداي تعالي با افاضه وجود بر موجودات بر آنها منت گذاشته و منت او همان وجود منبسط است كه بر هياكل ممكنات گسترانيده. اين وجود، به اعتبار اين كه سايه براي وجود قديم است، خود نيز قديم است ولي حكمي براي خود او و ذاتش نيست، بلكه اصلا ذاتي ندارد تا حكمي داشته باشد. هر چند از جهت يلي الخلقي به حدوث ممكنات حادث است.
بنابراين، حدوث و تغيّر و نابودي و پوسيدگي و هلاكت از خواص طبيعي ماهيات و سرشت ممكنات و سراي مادي و درخت هيولاي تاريك و خبيث است. در مقابل، ثبات و قدمت و استقلال و تمام بودن و بينيازي و وجوب از اقتضائات عالم قضاي الهي و سايه نوراني رباني است كه هيچ تغير و پوسيدگي و نابودي و اضمحلالي در آن وجود ندارد. البته، ايمان به اين حقايق با تسويلات كلامي و براهين فلسفي ممكن نيست. بلكه به قريحهاي لطيف و قلبي صيقل يافته و صفاي باطن نيازمند است كه با سختي كشيدنو خلوت گزيدن حاصل ميشود.
اقدميّت در مراتب وجود نيز به اين اعتبار است كه اتصال آن به قديم ذاتي شديدتر و به آن آستان نزديكتر باشد. بنابراين، هر چه وجود به مبدأ خود نزديكتر باشد حكم قدمت