شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤ - (از تو درخواست ميكنم)
است. [البته حق آن است كه بگوييم] آنجا ديگر نه مقامي وجود دارد و نه صاحب مقامي. و اين همان مقام هيمان است كه بنابر بعضي احتمالات اين كلام خداوند تعالي به آن اشاره ميكند: «ن [١]. وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ [٢]؛ سوگند به قلم و آنچه مينگارد».
آن گاه كه سالك به حضرت الهيه رسيد و با چشم بصيرت حضرت واحديت را مشاهده كرد و پروردگار بر او به تجليات اسمائي و صفاتي ظهور كرد و دانست كه برخي صفات و اسما، الهي محيط و پارهاي ديگر محاطاند و بعضي از بعض ديگر برترند، با زباني كه مناسب نشئه اوست پروردگارش را با كلماتي كه شايسته مقام حضرتش است با بهرهگيري از نيكوترين و زيباترين صفات و شريفترين و كاملترين آيات ميخواند. آن وقت، دعا از زبان حال سالك بر زبان قال و از باطن او بر گفتارش جاري ميشود و ميگويد: «اسئلك من بهائك بأبهاه» الي آخر.
البته، نوع درخواست در مقام الهيت با درخواست در مقام غيب مقيد، و آن نيز با درخواست در مقام شهادت تفاوت دارد. خواستهها نيز در هر يك از اين مقامات بر حسب نشئه سالك فرق ميكند؛ چنانكه در كلام امام باقر، عليه؟ السلام، خواهيم خواند: «اللّهم إنّي أسئلك من مسائلك باحبّها اليك».
هنگامي كه سالك از حضرت الهيه به حضرت احديت جمعي گذر كرد، كه همه حضرتهاي ديگر در آن مستهلك و تمامي تعينات و تكثرات در آن فاني است، حضرت حق بر او به مالكيت مطلقه تجلي ميكند، چنانكه ميفرمايد: «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ؟؛ امروز فرمانروايي از آن كيست؟» و چون در آن روز نه خلقي است و نه امري و نه اسم و رسم و نشانهاي در حديث آمده است كه جز خود پروردگار كسي به اين سوال پاسخ نميدهد:
[١]. مراد از «ن» بنا بر سخن استاد عارف ما ملائكه مهيمنهاند كه در ذات الهي مستغرق شدهاند و به واسطه مشاهده جلال و تجليات الهي شيفته و سرگشتهاند. به همين خاطر، شكل نوشتاري ن نزديكتر از ساير حروف به دايره كامل است و دو لبه آن به سمت آسمان است و مثل اين است كه در اطراف نقطه مركزي حيران است.
[٢]. قلم/ ١.