شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢١ - هشدار به زبان اهل ذوق
بلكه ميگوييم: همه وجودها، اعم از مرتبه سافل يا عالي، همگى با وجهي خاص بدون وساطت چيزي با خداي متعال مرتبطاند، چرا كه مقيد سرّ و باطنش، با «مطلق» در ارتباط است، بلكه عين مطلق است، به ترتيبي كه راسخان در معرفت ميدانند.
شيخ عارف كامل ما، كه خداوند سايهاش را بر سر مريدان مستدام دارد، ميفرمود:
مقيد از حيث باطنش همان اسمي است كه خداوند براي خود، برگزيده و او همان غيبي است كه جز او كسي از آن آگاه نيست، زيرا باطنش مطلق است و [آن وجود] به تعين خود نه به حقيقتش، ظهور كرده است. پس همه اشياء بدون وساطت چيزي، نزد خداوند حاضرند.
و از اين جا، نفوذ علم خداوند و سريان شهودش در اشياء روشن ميشود، و معلوم ميگردد كه خداوند باطن اشياء را نيز مانند ظاهر آنها، و عالم ملك را همانند عالم ملكوت و عالم اسفل را مانند عالم اعلي، بدون واسطه بودن موجودي ميبيند، [نه] آن طور كه محجوبين از حقيقت ميپندارند.
و در ظهور و حضور در محضر حق هيچ تفاوتي از حيث شدت و ضعف وجود ندارد، چنان كه اميرالمومنين، عليه السلام، بنا به نقل وافي فرمود:
«علمه بالاموات الماضين كعلمه بالأحياء الباقين و علمه بما فى السموات العلى كعلمه بما فى الأرضين السفلى [١]؛ علم خدا به مردگان گذشته مانند علم اوست به زندگان فعلي و علم او به آنچه در آسمانهاي رفيع است مانند علم اوست به آنچه در زمينهاي فروردين است».
پس در اين فرمايشات حق تعالي بينديش: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ [٢] و ما به او از شما نزديكتريم»، «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ [٣]؛ از رگ گردن او به او نزديكتريم». «أَلا
[١]. نهج البلاغه؛ خ ١٦٣.
[٢]. واقعه/ ٨٥.
[٣]. ق/ ١٦.