شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٢ - نور مشرقي
هستند و در اين خانه ستمگران و ديار مردگان منزل گزيدهاند جلوهگر نخواهد شد، مگر از پشت هزار پرده از جنس ظلمت و نور كه بعضي روي بعض ديگر قرار گرفتهاند؛ زيرا خداي متعال هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده كه ما در پايان آن عالمها و در پايينترين آنها جاي داريم [١] و خداوند هفتاد هزار حجاب و پرده از نور و هفتاد هزار حجاب از تاريكي دارد. [٢]
اما كساني كه از اين قيد و بندها و زندانها و طبيعت و حدود آن رهايي يافته و از آلودگي هيولاي جسمانيت و هياتهاي آن و تاريكي عالم ماده و طبقات آن منزه شده و به عالم ملكوت رسيدهاند، وجه و جمال و زيبايي او را مشاهده ميكنند، ليكن باز در حجابهاي نوراني و ظلماني گرفتارند.
اما آنهايي كه از هياتهاي عالم ملكوت و تعلقات آن و تنگناى عالمهاي مثال و خيال تجرد يافته و در بلد طيّب و مقام قدس و طهارت اقامت گزيدهاند، در اسرار و انوار و تجليات و كرامات، از نور و زيبايي و وجه باقي صاحب جلال چيزي را مشاهده مىكنند كه هيچ چشمى آن را نديده و هيچ گوشي آن را نشنيده و هيچ خيالي بر آن احاطه نكرده و هيچ فكري پيرامون آن نگرديده و هيچ عقلي به آن نرسيده است. با اين حال، آنها هم در حجاب تعينات و ماهيتها گرفتار هستند.
و اما آنان كه به باب الابواب رسيده و جمال محبوب را بدون حجاب مشاهده كرده و به مقام ولايت مطلقه محقق گشتهاند، كسانياند كه از دنيا و آخرت بيرون رفته و از غيب و شهادت مجردند و عمل نيكشان با گناه آلوده نشده است.
| چون دم وحدت زني، حافظ شوريدهحال |
| خامه توحيد كش بر ورق انس و جان |