شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٤ - دستاوردى از دانش نور
«لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ» [١]؛ آن را كه قلب هوشيارى باشد يا گوش دل به كلام من دهد و به حقانيتش توجه كامل كند و گواهى دهد، ميسور نيست.
چنين انساني به چشم بصيرت و تحقيق و بدون گرفتاري در پرده تقليد و حجاب تعصّب ميببند كه هر يك از موجودات با ذات و قواي ظاهري و باطنيشان از شئون و جلوههاي ظهور و تجليّ حقاند و خداوند تعالي و تقدس با وجود والايي مقام، دور بودن از همجنسي با آفريدگان، و منزه بودنش از پوشيدن لباس تعيّنات، در مظاهر خلقيه و آينه آيندگان ظاهر گرديده است و او اوّل و آخر و ظاهر و باطن است و تجلى افعال و حركات و تأثيرات در مظاهر خلق همه از اوست. پس حق، فاعل به فعل بنده است و نيروي بنده ظهور نيروي اوست: «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى [٢]؛ (اى رسول) چون تو تير افكندى نه تو، بلكه خدا افكند». پس، تمامي ذات موجودات و خواستها و ارادهها و آثار و حركات از شئون ذات حق و صفت او و سايه مشيّت و اراده او و همگى بروز نور و تجلى او و لشكريان او و درجات قدرتش هستند. در عين حال، حق حق است و خلق خلق و حق تعالي در آنها ظاهر و آنان مرتبه ظهور اويند:
| ظهور تو به من است و وجود من از تو |
| ولست تظهر لولاى لم اكن لولاك |