گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - بخش اول توکل
است و این آمده تلقینش کند، دیگر تلقین هم در او اثر نمیبخشد. بنابراین این عامل روحی آن وقت عامل روحی است که یک واقعیتی هم باشد که او به آن ایمان داشته باشد، اما اگر به آن واقعیت ایمان نداشته باشد و بداند خود آن عامل معنوی جز عامل روحی چیز دیگری نیست اثر نمیبخشد.
ـ من در این مورد توضیح مختصری بدهم. تا زمانی که جهل وجود دارد یعنی آن فرد نمیداند بیماری او کشنده است این تلقین مؤثر است. حالا اگر آن فرد از کشنده بودن بیماری خود و از تلقین طبیب آگاه باشد، آنوقت دیگر طبیب خلع سلاح میشود، همان طور که فرمودید. بالنتیجه میگوییم در کسانی که این آگاهی را ندارند اثر میگذارد. پس در کسانی که آگاهی دارند فرمودید اثر ندارد. منتها میتوان چیز دیگری گفت درباره آنهایی که آگاهی دارند و آن این است که کسی که آگاهی دارد که راهش حق است و راه حق حتما پیروز خواهد شد (آنهایی که مادیاند به شکل جبر تاریخ معتقدند، ما هم که الهی هستیم میگوییم چون راهمان حق است مسلّم پیروزیم) به علت ایمان به اینکه حق بالاخره پیروز خواهد شد همان روحیه را پیدا میکند. پس باز هم درونی است.
استاد : ما منکر این عامل نیستیم ولی نه اینکه عامل دیگری نباشد. چه علتی دارد که ما این امر را محدود کنیم؟ ما این عامل را قبول داریم.
ـ آن عامل خارجی هم هست؟
استاد : بله مسلّم هست. اولا اگر عامل، منحصر باشد به عامل روحی، این جور وعدهها یک نوع دروغ مصلحتی خواهد بود که بر خلاف شأن وحی