گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - بخش اول توکل

می‌کند، بخصوص که قبول هم داریم که این قوای روحی می‌توانند اثراتی بگذارند، اخیرا هم معلوم شده چقدر اثرات شگرفی است! در چگونگی‌اش هم مطالعه می‌کنند که چگونه می‌تواند یک حالت روحی حتی در یک بیماری جسمی اثر بگذارد که با دوا قابل معالجه نیست.

پس آیا نمی‌توانیم این فرض را فکر کنیم که در این مورد هم هدف این بوده که قوای روحی انسان را به این ترتیب که در درون خودش هست تجهیز کنند برای پیروزی؟ نه اینکه یک نیرویی خارج از وجود انسان می‌آید به شکل خاصی کمک می‌کند. منتها اینجا همان اسباب و علل الهی است چون آن قوای مادی که اسباب و علل خدایی است ما استفاده می‌کنیم، این قوای روحی هم اسباب و علل خدایی است و گفتیم خدا هم هیچ وقت کاری را بدون اسباب و علل انجام نمی‌دهد.

پس در این مورد هم این استعانت غیبی به معنای این نیست که استعانت غیر عادی است، در درون انسان است منتها به این وسیله قسمتی از نیروهای درونی انسان که نیروهای روحی اوست به کار افتاده و در این جهت راه افتاده. خواستم ببینم می‌توانیم بگوییم این نیروها درونی است و به حرکت می‌آید؟

استاد : این که فرمودید که ممکن است آن علت معنوی همان حالت روحی باشد، من آن را قبول دارم که خود همین قوّت روحی و اطمینان یک عاملی است، عامل بزرگ و قویی هم هست. در کلمات حضرت امیر هست، می‌فرماید: من با هر کسی که در جنگ روبرو شدم خود او به من در مغلوب شدنش کمک کرد برای اینکه وقتی با من روبرو می‌شد همین قدر که حس می‌کرد با من روبرو شده خودش را می‌باخت، وقتی خودش را می‌باخت از مقدار نیرویی هم که داشت نمی‌توانست استفاده کند.