گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - بخش اول توکل
راه حق هستم (حالا این در راه حق بودن را ممکن است همه اعتقاد داشته باشند، هر کس به نوبه خودش) کمکی هم برای من خواهد بود. پس آن عوامل مجهول نمیتواند موجب نگرانی برایش باشد چون نسبت به آنها دیگر توکل کرده به نیروهای غیبی. آنچه را که میشناخته، باید خودش فراهم کند، آنچه را هم که نمیشناسد توکل میکند به نیروهای غیبی. بالنتیجه الم و اضطراب و نگرانی ندارد که نتواند از قوای موجودش استفاده کند، یک قدرت روحی بیشتری هم پیدا میکند تا بتواند خیلی بهتر بجنگد.
اخیرا هم این مسئله در علم، حتی در پزشکی توسعه خیلی فراوان یافته (البته از قدیم بوده، حالا توسعه فراوانتری پیدا کرده) که عوامل و نیروهای روحی و روانی چگونه در وضع جسمی اثر میگذارند یعنی یک فردی با روحیه قویتر حتی در مقابل یک بیماری مقاومتش خیلی بیشتر است تا فردی که روحیهاش ضعیفتر باشد یعنی کاملا روی اعضای جسمانی و ارگانیسم انسان اثر دارد، و به عکس.
پس ممکن است ما این را فقط روی مکانیسم قوای روحی انسان و در داخل انسان و به صورت داخلی و درونی پیاده کنیم نه خارجی، به این معنا که حتی آن کسی هم که ممکن است اعتمادی و یا اعتقادی به مبدأ غیب به آن معنا نداشته باشد، اگر در وضع عالی روحی باشد یعنی ایمان داشته باشد که راهش درست و حق است و در نتیجه در یک وضع عالی روحی برتری روحی نسبت به دشمن قرار گرفته باشد، در حالی که از لحاظ قوای مادی برابرند، پیروزی با این است چون آن عوامل منفی یعنی اضطرابها را ندارد و از قوایش هم بهتر استفاده