گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥ - بخش دوم رضا وتسلیم
آمده بود و قضیهای را نقل میکرد. آقای محمد شبستری به عنوان کمک به آقای بهشتی به آلمان رفته است. خودش هم البته مرد فاضلی است. در «مکتب اسلام» خیلی مقاله مینوشت. کتابهایی هم نوشته. نسبتا مرد فاضلی است. مخصوصا روی مسائل ربا و مسائل اقتصادی اسلامی مطالعه زیاد دارد. البته مطالعاتش عمیق نیست. آن مسافر نقل میکرد که همین آقای شبستری در یک انجمن دانشجویان (نه انجمن اسلامی؛ انجمن دانشجویان که حتی دانشجویان کمونیست در آن عضویت دارند) بحثی راجع به مسائل اقتصادی اسلامی مانند ربا کرد. وقتی پایین آمد، رهبر آن جمعیت ـ که جوانی بود ـ برخاست رفت ]در سخنگاه[ و در کمال انصاف گفت: اگر ما به مکتبهای دیگر پناه میبریم و آن مکتبها را میپذیریم، به دلیل این است که مکتب دیگری برایمان وجود نداشته؛ اگر واقعا اسلام همین جوری است که این آقایان میگویند، اگر در اسلام یک چنین حرفهایی باشد دلیلی ندارد که ما دنبال مکتب دیگری برویم.
این را من قبول دارم. این برای آن است که بدون شک مسئولیت بزرگ متوجه افرادی بوده که درست و صحیح هیچ چیزی را معرفی نکردهاند، نه عقاید اسلامی نه اخلاق اسلامی و نه نظامات اجتماعی اسلامی. آنها هم اگر کج فهمیده باشند تا حدودی حق دارند؛ نمیخواهم بگویم صد در صد؛ خیلی افراد هم روی غرض این کارها را میکنند. ولی یک عده هم انصافا گمراه میشوند.
سؤال : در جلسه گذشته بنده در آخر جلسه عرض کردم که ما از بحث رضای شما راضی نبودیم و مقداری جر و بحث کردیم. اتفاقا ما همین عرض را میکردیم و شما با آن مخالفت میکردید. گفتیم اگر مفهومی برای وظیفه و دین به عنوان اصل نپذیریم رضا مفهومی نمیتواند داشته باشد. و خوشبختانه