تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٧٥ - ٩ جامع البیان طبری
طبری این حدیث را به طور کامل با همین عبارات در تاریخش آورده است؛ [١] ولی در تفسیر آن را با ابهام آورده است؛ بدین گونه: «فأیّکم یوازرنی علی هذا الأمر علی أن یکون أخی و کذا و کذا». و گفته اخیر پیامبر را چنین آورده است: «إنّ هذا أخی و کذا و کذا فاسمعوا له و أطیعوا». [٢]
اکنون این سؤال مطرح است که چرا طبری در تاریخ آشکارا واقعیت را گزارش کرده ولی در تفسیر، راه ابهامگویی را پیموده است؟ همان است که قبلا اشاره شد.
تفسیر وی محطّ نظر همگان و عامّه مردم بوده و از غوغاگران نادان هراس داشته است؛ ولی این ویژگی در تاریخش وجود نداشته و توانسته است آزادانه گزارش کند! این پدیده ناگوار در کتاب «حیاة محمّد» نوشته دکتر حسین هیکل نیز دیده میشود. در چاپ اوّل به طور صریح حادثه فوق را گزارش کرده ولی در چاپهای بعد با گفتن «کذا و کذا» خود را از دست غوغاگران بیخرد رهانیده است! امروزه این گونه حاکمیت تعصّب کور شگفتآور است!
منابع تفسیری طبری
یاقوت حموی در شرح حال وی وصف کاملی از تفسیر او به دست میدهد و میگوید: «او قرآن را کلمه به کلمه تفسیر و اقوال صحابه و تابعان و اتباع تابعان را فراهم نموده و از سخنان بزرگان نحو و ادب کوفیان و بصریان بهره گرفته است و نیز متعرض اختلاف قرائات گردیده و در شؤون مختلف قرآن سخن گفته و در ردّ و نقض سخن اهل کلام قدم نهاده و بدین شیوه تا آخر قرآن را تفسیر کرده است و در این راه چنان دقت کرده و در جمعآوری اقوال و آراء سلف، آگاهی و دانش از خود نشان داده است که هیچکس یارای مقابله با او را ندارد. از کتابهای تفسیری که تا آن زمان گرد آمده بود کاملا بهره گرفته است. از پنج طریق به ابن عباس سند دارد. به سعید بن جبیر از دو طریق و به مجاهد از سه طریق و گاهی بیشتر، به قتاده از سه طریق، به حسن بصری از سه طریق، به عکرمه از سه طریق، به ضحّاک از دو طریق و به عبد اللّه بن مسعود از یک طریق. از تفسیر عبد الرحمان بن زید بن اسلم و
[١] تاریخ طبری، ج ٢، ص ٣٢١، مصر ١٩٧١ و ص ٦٣، قاهره، ١٣٥٨ ق/ ١٩٣٩ م.
[٢] تفسیر طبری، ج ١٩، ص ٧٥.