تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٢ - مراحل و تنوع تفسیر
مراحل و تنوع تفسیر
در این دوره تفسیر، مرحله به مرحله پیش رفت و گستردگی و تنوّع آن رو به فزونی گذاشت. از مرحله تفسیر به مأثور، به وادی اجتهاد و اعمال نظر و به کار بستن رأی گام نهاد. استنباط معانی آیات قرآن در پرتو ادبیات و سپس در پرتو انواع علوم و معارفی که در آن عصر وجود داشت، از دیدگاههای فلسفی- کلامی متکلمان و صاحبان گرایشهای عقیدتی گوناگون تأثیر پذیرفت و انواع و اشکال مختلف به خود گرفت و حجم آن فزونی یافت.
برخی به شیوه سلف اقتدا کردند و به تفسیر مأثور از صحابه و بزرگان تابعان بسنده کردند و عدهای بحثهای لغوی و ادبیات را بر دامنه تفسیر افزودند و گروهی از این حدود گذشتند و معارف دیگر از قبیل فلسفه و کلام را نیز بدان افزودند و بدین جهت، تفسیر تحت تأثیر معارف موجود در آن زمان اشکال مختلفی به خود گرفت.
هر یک از این اشکال و انواع تفسیر ویژگیهای داشت که به واسطه آنها از دیگر انواع تفسیر ممتاز میگردید. برخی توانستند در تفسیر خود بین این انواع یا برخی از آنها جمع کنند و تفسیری جامع فراهم آورند که در کنار تفاسیر مأثور و اقوال سلف، شامل ابعاد مختلف تفسیر در زمینههای واژهشناسی، ادبیات، کلام و غیره نیز باشد.
این نوع تفسیر جامع در دورههای بعد افزایش یافت تا اینکه مفسران متأخر جنبههای اجتماعی و سیاسیای را هم که قرآن به آنها پرداخته است به تفسیر افزودند و به تناسب نیاز روز درباره آن به تفصیل سخن گفتند.
تفسیر، بدین گونه به سوی تکامل راه پیمود و کتابهای تفسیری، هر کدام سمت و سوی خاصی به خود گرفت و رفته رفته با بحث و تحقیق درباره اصطلاحات علمی و عقاید دینی، در زمینه تفسیر آیات قرآن به داوری پرداختند و در نتیجه، آثار فلسفی و علمی مسلمانان در زمینه تفسیر قرآن کریم و همزمان با آن آثار عرفانی صوفیان و دیگر گرایشها ظهور چشمگیری یافت. هر یک از مفسران که در زمینه خاصی از فنون علم و ادب مهارت داشت، در تفسیر تقریبا بر اساس همان مهارت ویژه خود رفتار میکرد؛ مثلا نحویان تنها همّتشان اعراب و ذکر وجوه مختلف احتمالی در اعراب آیه است و در تفسیر خود به مسائل نحو و فروع آن و اختلافات