تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣٦٧ - شیوه تفسیر عرفانی
شیوه تفسیر عرفانی
(بهرهگیری از اشارات قرآنی و پیمودن راه تأویل)
اکنون نوبت آن رسیده که شیوه تفسیر عرفانی را با شناختی که از مکتب عرفان به دست آوردیم، طرح کنیم. اساسا اهل عرفان، خود را خواصّ و برخی از سرشناسان خود را خاصّ الخواصّ میدانند و بر این باورند که راه آنان برای دریافت مطالب و اسرار نهفته، بر همگان (طبقه عامّه) پوشیده است.
از طرفی، قرآن که دارای ظهر و بطن است، مفاهیم بلند و گستردهای دارد که از اسرار پنهانی آن محسوب میشود و فهم آنها مخصوص خواصّ است که با اسرار شریعت سروکار دارند؛ و چون قرآن، این معانی باطنی را برای فهماندن به خواصّ با رمز و اشاره بیان کرده است، اینان نیز باید با همان شیوه رمز و اشاره، اسرار نهانی قرآن را ابراز کنند و ظاهر قرآن را برای طبقه عوام وا گذارند.
میگویند: انبیا علیهم السّلام همان گونه که راهنمای کاروان عامّه مردم، در راه شریعتند، راهب قافله خواصّ در پیمودن راه طریقتند؛ زیرا هر گروه، به اندازه استعداد فطری و اکتسابی خود میتواند از فیض هدایت هادیان بهره گیرد.
«سیر هر کس تا کمال او بود^ قرب هر کس حسب حال او بود لاجرم چون مختلف افتاد سیر^ همروش هرگز نیفتد هیچ طیر» [١] پیش از این از مقدمه قیصری آوردیم که: «و لمّا کان للکتاب ظهر و بطن و حدّ و مطّلع ... و المفهوم الأوّل الذی هو الظهر، للعوام؛ و المفهومات اللازمة له للخواصّ و لا مدخل للعوام فیها؛ و الحدّ للکاملین منهم. و المطّلع لخلاصة أخصّ الخواصّ کأکابر الأولیاء ...». [٢]
این سخن قیصری، اشاره به حدیث معروفی از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله است که فرمود:
[١] همان، ص ٢١.
[٢] مقدمه قیصری بر تائیه ابن فارض. ر. ک: عرفان نظری، ص ٣٦٨.