تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٢٠٠ - ١٧ تفسیر ابن کثیر
همین امّت، پس از وفات پیامبر دیری نپایید که با وجود علما و دانشمندان و پیشوایان بزرگ که هنوز در میان امّت وجود داشتند دروغها و افتراهای فراوان به شخص پیامبر نسبت داده شد؛ چه رسد به بنی اسرائیل که زمانی دراز بر آنان گذشته و دگرگونیهای بسیار در شریعت و آیینشان رخ داده است». [١]
پیمودن راه میانه
به این نکته باید توجّه داشت که ابن کثیر، برخلاف شیوه استادش ابن تیمیّه، [٢] سعی نکرده بر موارد دالّ بر فضیلت خاندان پیامبر صلّی اللّه علیه و آله پرده افکند؛ بلکه در این زمینه راه اعتدال پیموده است. در مواردی از تاریخ و تفسیرش به این میانهروی بر میخوریم؛ از جمله در ذیل آیه مودّت ذوی القربی (سوره شوری ٤٢:
٢٣) از بخاری و دیگران روایت میکند که مقصود از «قربی» بستگان پیامبرند. از طریق سدّی نیز داستان مرد شامی و امام زین العابدین علیه السّلام را- هنگام اسارت او- در شام نقل میکند؛ بیآنکه بر آن نقصی بگیرد. از طریق ابن جریر هم از ابو اسحاق سبیعی روایت میکند که: از عمرو بن شعیب (یکی از بزرگان تابعی) پرسیدم «قربی» کیستند؟ گفت: بستگان پیامبر صلّی اللّه علیه و آله؛ و بر این روایت نیز ایرادی نمیگیرد.
او درباره روایاتی که نزول آیه را در مدینه میپندارند اشکال میگیرد و میگوید:
«ما منکر آن نیستیم که پیامبر اکرم نسبت به اهل بیت سفارش مکرّر و أکید کرده است و بایستی با آنان از در احترام و اجلال برآییم؛ زیرا اینان ذریّت طاهره و شریفترین خانواده در پهنای زمین هستند و فخرا، حسبا و نسبا بر همه برتری دارند ...». آنگاه به احادیث ثقلین میپردازد و بر لفظ «و عترتی أهل بیتی» تأکید و روایات فراوانی در این زمینه نقل میکند و میافزاید: «مابقی سخن را در ذیل آیه تطهیر آوردیم» [٣].
[١] همان، ج ٤، ص ٢٢١.
[٢] ابن تیمیه همواره کوشیده است در آیات یا احادیث دال بر فضائل اهل بیت بویژه امیر مؤمنان خدشه وارد کند و هر جا که به یکی از این موارد برخورد میکند اگر روایت باشد بیدرنگ نسبت ضعف سند یا جعلی بودن به آن میدهد و اگر آیه باشد دلالت آن را مخدوش میسازد؛ هر چند آن آیه در کمال صراحت و آن حدیث در حدّ تواتر و در کمال قوت سند باشد؛ زیرا وی به دنبال بهانهجویی و در فکر تراشیدن نقطه ضعف است؛ لذا کمتر حدیثی است که ابن تیمیه به آن نسبت جعلی بودن نداده باشد. بهترین شاهد، انباشتههای وی در «منهاج السنه» است که در ردّ بر «منهاج الکرامه» علّامه حلّی نوشته و دستاویز آمادهای برای بیمایگان شده است.
[٣] تفسیر ابن کثیر، ج ٤، ص ١١٤- ١١٢.