تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٥٢ - رشد تفسیر با پیشرفت زمان
دلهایشان استوار گردیده و تجربه نیز این واقعیت را آشکار ساخته است.
لذا با نگاهی به این میراث جاویدان، این نکته بخوبی نمایان است که تفاسیر قرآن همواره مناسب با شرایط روز و به موازات تحوّلات علوم و تکامل بشری در طیّ قرون، دگرگون گشته و فهم آدمیان، از جمله متفکران نیز تحوّل و تکامل یافته است و با توجّه به نکات دریافتی از پیشینیان، مطالب نوتری ارائه یا آنها را تصحیح کردهاند.
چند نمونه
برای روشن شدن بیشتر موضوع، به نمونههایی اشاره میکنیم:
١. درباره منشأ تکوین جنین، میخوانیم: «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ. خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ. یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ»؛ [١] آدمی بنگرد [تا ببیند] از چه آفریده شده است؟ از آبی جهنده که از میان استخوانهای صلب و ترائب بیرون میجهد! «صلب»، استخوانهای پشت و در اینجا مقصود مهرههای کمر مرد است؛ ولی درباره «ترائب» جای بحث است و بیشتر و شاید قریب به اتفاق مفسران گذشته و حال، بر این باورند که مقصود، اضلاع، استخوانهای ردیف شده سینه زن است؛ زیرا «ترائب» (جمع «تریبه») به استخوانهای جفت در بدن گفته میشود و بیشتر مفسّران بدون توجّه به ساختار بدن و با گوش فرا ندادن به ندای دانش، بویژه دانش کالبد شکافی، پنداشتهاند که «منی» از لابهلای استخوانهای سینه زن نیز، همانند مهرههای کمر مرد، تراوش میکند و منشأ تکوین جنین میگردد.
شگفت آنکه مفسران نامی در عصر حاضر نیز دچار این اشتباه شدهاند؛ از جمله طنطاوی، شریعتی، صاحب «تفسیر نمونه» و برخی دیگر، توجّه نکردهاند که علاوه بر اینکه این ادعا، خلاف ظاهر تعابیر قرآن کریم است، علم نیز آن را نمیپذیرد و واقعیت هم با آن ناسازگار است. [٢]
ساختار «نطفه» تنها از منی مرد- پس از جهش و فرو ریختن در رحم زن و پیوند آن با تخمک وی- صورت میگیرد و تنها مرد است که آب جهنده با نام «منی» دارد نه زن. قرآن به این موضوع تصریح دارد و علم- دیروز و امروز- آن را ثابت کرده است.
[١] طارق ٨٦: ٧- ٥.
[٢] شرح آن را در التمهید، ج ٦، ص ٧٩- ٦٢، آوردهایم.