تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣٥١ - عناصر بنیادین مکتب عرفان
پرده تو، هستی موهوم توست وصل خواهی، شو فنا از خود نخست».
[١]
٤. سیر و سلوک
در عرفان، علم حقیقی نه تنها از عمل جدا نیست؛ بلکه نتیجه و محصول عمل است. برای رسیدن به بینش عرفانی، باید به سیر و سلوک پرداخت و از مراتب و درجاتی گذشت. به همین دلیل عرفان به دو قسمت نظری و عملی تقسیم شده است؛ عرفان عملی عبارت است از اجرای برنامههایی پرمشقّت، جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی که در راه دست یافتن به بینش عرفانی و نیل به «توحید» و «فنا»، از کردن و رسیدن به آنها گریزی نیست؛ و از آن به «طریقت» تعبیر میشود.
عرفان عملی (طریقت) مقدمه عرفان نظری است و عرفان نظری، مجموعهای است از آگاهیها و دریافتهای شهودی درباره حقیقت جهان هستی و انسان.
عارف برای رسیدن به کمال خویش- که همان مرحله توحید و فناست- لازم است تن به سختیها سپرده، از خواب و خوراک و خواستههای جسمانی کم کند و بر اعمال و اشتغالات معنوی و نفسانی بیفزاید.
چشمپوشی از شهوات و لذّات، مبارزه با هواهای نفسانی- که در بیان نبوی، «جهاد اکبر» نامیده شده است- رها کردن جاه و مقام، گذشتن از نشان و نام، پرداختن به باطن برای احراز شایستگی رسیدن و پیوستن به آستان حق و حقیقت، و در یک کلام، کوشش بیأمان برای دست یافتن به مرگ اختیاری «موتوا قبل أن تموتوا»، و تولّد نوین در عالم ماورای طبیعت برای رسیدن به حیات جاوید، گامهای اصلی سیر و سلوک است.
«مردن تن در ریاضت، زندگی است رنج این تن، روح را پایندگی است
این ریاضتهای درویشان چراست کان بلا بر تن، بقای جان ماست»
شیخ محمود شبستری نیز، از آنجا که وصول به مراتب کمالات معنوی و
[١] شرح گلشن راز، ص ٣٤٩.