تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٨٧ - ١٢ تفسیر قمی
روش تفسیر قمی
این تفسیر با مقدمهای نسبتا طولانی آغاز میشود که در آن از انواع آیات قرآنی سخن رفته؛ از جمله ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، خاص و عام، مقدم و مؤخّر، آنچه لفظش جمع، ولی مراد از آن مفرد است و بالعکس؛ یا ماضی است و مراد از آن، مستقبل است و بالعکس و مطالبی از این قبیل؛ که از رساله منسوب به نعمانی در اصناف (انواع) آیات قرآن، اقتباس شده است. [١] سپس به تفسیر آیهها در هر سوره- به ترتیب- میپردازد ولی نه پیوسته؛ جز در مورد آیاتی که حدیث یا روایتی در خصوص آنها آمده باشد و احیانا شرح و تبیین مؤلف با آن آمیخته شده، جدا کردن آنها مشکل باشد؛ به عنوان نمونه، نیمه اول سوره حمد همین حالت را دارد؛ روشن نیست کدام، روایت است و کدام سخن علی بن ابراهیم و به دشواری میتوان آنها را از هم جدا کرد. همچنین در تفسیر آیات اول سوره بقره روشن نیست کجا کلام معصوم پایان مییابد و کجا سخن علی بن ابراهیم آغاز میگردد. این موضوع، آشفتگی این تفسیر را میرساند.
در این تفسیر، سوره حمد و سوره بقره با روایات منقول از علی بن ابراهیم تفسیر شده و از اوایل سوره آل عمران تا پایان قرآن، روایات ابو الجارود نیز آورده شده است و نیز روایات دیگری از کسانی دیگر؛ که استقلال این تفسیر و انتساب کامل آن را به علی بن ابراهیم منتفی میسازد.
در این تفسیر، هر جا به شرح و تفسیر پرداخته شده است، از ذوق سرشار و قوّت ادبی مفسّر حکایت میکند؛ ولی آنگاه که به نقل آثار روایات پرداخته شده، نوعا از حدّ معقول خارج شده است. روایات ناهمگون و سست فراوان آن، ذوق و لطف ادبی آن را خنثی کرده است؛ به همین علت در گذشته به این تفسیر توجّهی نشده و مورد اعتنای اصحاب قرار نگرفته است؛ بویژه کثرت روایات تحریف در این (ادامه پاورقی از صفحه قبل) کرد که «ارشاد» شیخ مفید نیز همراه آن در دست ترجمه است. منظور او نشان دادن آگاهی مستقیمش از مبانی و آراء تشیّع در منابع دست اول بود که اطلاعش از تفسیر قمی برای من شگفتآور بود!
[١] این رساله در بحار الانوار، ج ٩٠، ص ٩٧- ١، به نام نعمانی آورده شده است. به نام اشعری قمی نیز آمده و مستقلا به نام سید مرتضی چاپ شده است؛ لذا این رساله سه نسب دارد؛ که در «صیانة القرآن من التحریف» ص ٢٢٢، هر سه انتساب را باطل شمردیم و آن را به عنوان مجهول النسب یاد کردیم.