تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٣٠ - معروفترین تفاسیر عرفانی
نهاده و از اشراقات ربّانی کسب فیض نموده است؛ لذا جنبه «خاصّ الخاصّی» دارد و درک آن مخصوص سالکان راه حقیقت است و أغیار از آن بیبهرهاند.
عرفان یا برهان؛
آنچه در گفتار وی آمد، حاکی از مفاهیم و معارف سرشاری است که از ذوق عرفانی و شوق باطنی وی نشأت گرفته و از راه اشراقات ملکوتی بر وی افاضه گردیده است. او گرچه با مراجعه به تفسیر، آمیختهای از عرفان و برهان و بهرهگیری از استدلال و اشراق- هر دو- مشاهده میشود، شیوه ذوق عرفانی صرف را به کار نگرفته و همان «ملّاصدرای» صاحب «اسفار» است که این بار در تفسیر جلوهگر شده است؛ لذا آنچه برازنده این تفسیر است همان عنوان «تفسیر فلسفی» است که گاه در آن به مطالب عرفانی نیز پرداخته شده است.
از جمله، در ذیل آیه «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» [١] علّت آن را که خداوند به این دو پدیده طبیعی قسم یاد کرده چنین میآورد: «زیرا شواهد و دلایل آشکارا و پنهان موجود در این دو پدیده، بر اثبات ذات واجب الوجود، بسیار است». آنگاه مسأله جسمیّت و ترکیب و حدوث و تغییر و حرکت آنها را مطرح میکند و از این راه دلالت آنها را بر ذات حق و صفات جلال و جمال، به اثبات میرساند و به تفصیل از آن سخن میراند.
در پایان، تحت عنوان «لمعة إشراقیّة» میافزاید: «شاید مقصود از «سماء» سماء عالم صغیر و اشاره به سر آدمی باشد؛ زیرا مجمع انوار قوای ظاهری است و «طارق» اشاره به نفس ناطقه است؛ و شاید سماء به نفس ناطقه اشارت باشد؛ بدان سبب محلّ واردات غیبی است».
در ذیل آیه «إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ» [٢] تحت عنوان «هدایة عقلیّة» میگوید: «هر که در ذات انسان تأمّل کند، در مییابد که هر یک از نفوس انسانی، نگهدارندهای به نام عقل دارد؛ و او فرشتهای از فرشتگان مقرّب الهی است». وی در اثبات این مطلب، به مسأله «تجرّد نفس» میپردازد و به تفصیل از آن سخن میگوید و به شیوه فلاسفه، برهان میآورد. همچنین به مراتب کمالی نفس و استعداد هیولانی آن میپردازد و به مسأله «عقل مستفاد» خاتمه مییابد. پس از آن، به مسأله «عقل
[١] طارق ٨٦: ١.
[٢] طارق ٨٦: ٣.