تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٣٤ - آفات تفسیر نقلی (مأثور)
(پا) گفتهاند. گفتهاند عوج در زمان حضرت موسی از قوم «جبابره» بود و با آن حضرت به ستیز برخاست. موسی خود قامتی بلند در ده ذراع داشت. عصای او نیز ده ذراع بود؛ ده ذراع نیز به هوا پرید تا توانست نوک عصای خود را به قوزک پای عوج بزند و او را هلاک سازد.
ابن قتیبه میگوید: «اینها خرافاتی است که در دوران جاهلیت به دست عوام اهل کتاب شایع گردیده بوده و سپس در تفسیر وارد شده است» [١].
٣. داستان کشتی نوح
طبری و سیوطی درباره کشتی نوح بافتههایی از عجایب و غرایب نقل کردهاند که جای شگفتی است. درباره چوب کشتی و طول و عرض و ارتفاع و طبقات آن و عجایبی که در درون آن اتفاق افتاده، چیزهایی گفته و بافتهاند که با هیچ معیاری قابل پذیرش نیست و عجیبتر آنکه برخی از این افسانههای خرافی را از زبان پیامبر یا صحابه گرامیش همچون ابن عباس نقل کردهاند.
درباره چوبی که نوح، کشتی را از آن ساخت گفتهاند: نوح به دستور خداوند درخت ساجی کاشت و پس از مدت بیست سال، از چوب آن، کشتی را به طول ششصد ذراع در عمق ششصد ذراع و پهنای سیصد و سی و سه ذراع ساخت. در روایتی دیگر، طول کشتی هزار و دویست ذراع و پهنای آن ششصد ذراع و دارای سه طبقه: طبقهای برای حیوانات، طبقهای برای انسانها و طبقهای برای پرندگان دانسته شده است.
بر اثر سرگین حیوانات، عفونت طبقه زیرین را فرا گرفت. آنگاه خداوند به نوح دستور داد تا دم فیل را فشاری دهد که از آن فشار دو خوک نر و ماده فرو افتادند و سرگینها را خوردند. در همان حال، موشها به جویدن تختههای کشتی افتادند؛ خداوند به نوح دستور داد تا بر پیشانی شیر بزند. نوح چنین کرد و از دو سوراخ بینی شیر دو گربه نر و ماده فرو افتادند و موشها را خوردند.
هنگامی که الاغ وارد کشتی میشد، نوح دو گوش او را گرفته، به درون میکشید؛
[١] تأویل مختلف الحدیث، ص ٢٨٤.