تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٣٦ - آفات تفسیر نقلی (مأثور)
داد و چگونگی ساخت آن را نیز به او آموخت. طبری و سیوطی تمامی این گزارش را با تفصیلی گسترده از زبان پیامبر اکرم روایت کردهاند.
درباره یأجوج و مأجوج نیز- از زبان پیامبر- روایت کردهاند که: امّتی بزرگند و دارای چهارصد هزار امتند؛ و هر یک از آنان، تا هزار فرزند سلاح به دست از خویش باقی نگذارد نمیمیرد؛ و برخی از آنان دو گوش پهن دارند که یکی را به زیر و دیگری را بر روی خود میافکنند. به هر جانور، اعم از فیل و شتر و حیوانات وحشی که میرسند، میخورند و هرگاه یکی از آنان بمیرد، او را نیز میخورند.
طبری و سیوطی با نسبت دادن این افسانهها به پیامبر این گزارش را در صفحاتی طولانی آوردهاند. [١]
٥. در رابطه با پدیدههای جهان طبیعت
در این باره آنقدر گزافهگویی کرده و بیپروا به پیامبر اکرم نسبت دادهاند که شرمآور است. شخصیتهایی مانند طبری و سیوطی چگونه به خود اجازه دادهاند که چنین گزافههایی را گرچه به صورت نقل روایت به پیامبر نسبت دهند؟! و چرا باید کتب تفسیر با چنین اوهامی انباشته شود؟! سرچشمه تمامی اینها، اسرائیلیات عامیانهای است که به دست جهودان به ظاهر مسلمان پخش شده و افراد ساده لوح، آن را ثبت و ضبط کردهاند.
درباره عمر جهان گفتهاند: هفت هزار سال است که پیامبر اکرم- در پایان سده ششم- مبعوث گردید. ابو شهبه میگوید: «اگر چنین است، پس بایستی مدتها پیش قیامت رخ داده باشد» [٢].
در ذیل آیه ١٢ سوره اسراء گفتهاند- و عجیب آن است که به پیامبر نسبت دادهاند-: ماه همانند خورشید تابنده بود که جبرئیل با بال خود بر او ضربهای زد و رنگ او دگرگون شد و این سیاهی که در روی ماه دیده میشود بر اثر همان ضربه است.
[١] تفسیر طبری، ج ١٦، ص ٧ و ٨ و ١٨- ١٤. الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٥١- ٢٤١.
[٢] الاسرائیلیات و الموضوعات، ص ٢٩٠.