تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٤٠ - معروفترین تفاسیر عرفانی
خلاصه اینکه: این گروه، از فرط سادگی و سادهاندیشی، چنان خوش باورند که از گفتن و شنیدن الفاظ و عبارات نامفهوم و نامأنوس و حتی نامشروع باک ندارند.
از جنبه ادبی
همان گونه که برخی دانشمندانی که در علوم عقلی و نظری مراتب شامخی را طی کردهاند تا حدودی از علوم ادبی و لفظی درماندهاند، مفسر عالیقدر ما که از مقام بلندی در علوم و معارف عقلی بهرهمند است، در ادب عربی بر آن مرتبه نیست و گاه از لحاظ جملهبندیها و ترکیب کلامی و یا نقد و تحلیل اعراب کلمات- آن گونه که شایسته است- قدرت ادبی نشان نمیدهد.
برای نمونه، در آیه «إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ» [١] میگوید: «إن» اگر نافیه باشد، قضیه به صورت سلب جزئی در خواهد آمد (زیرا وجود «کلّ» در مدخول نفی سلب کلّ، افاده میکند که به معنای سلب جزئی است) در صورتی که مقصود قرآن در این آیه سلب کلّی است». آنگاه در توجیه جواب چنین میگوید: «قرآن را نباید بر مصطلحات مستحدثه عرضه نمود و بر فرض صحت این قواعد، بایستی آیه را- مجازا- بر عموم حمل کرد یا آنکه از باب صدق عام بر خاص، سلب جزئی بر سلب کلی نیز صادق است». [٢]
آیه «وَ إِنْ کُلٌّ لَمَّا جَمِیعٌ لَدَیْنا مُحْضَرُونَ» [٣] نیز چنین است. تمامی مفسران و حتی مفسران ادیب که در نحو و ادب امامت دارند، این دو آیه را بر عموم حمل کرده و قضیه را موجبه دانستهاند؛ اساسا سلبی در کار نیست؛ زیرا «لمّا» در اینجا به معنای «الّا» است که در اینجا، نفی و الّا، به معنای «انّما» و مفید حصر است و کلام جنبه اثباتی دارد نه سلبی. مانند آن است که بگوییم: انّما کلّ نفس علیها حافظ ...
زمخشری، ذیل آیه ٣٢ سوره یس میگوید: «و المعنی: انّ کلهم محشورون مجموعون محضرون للحساب یوم القیامه». [٤]
بیشتر وارد جزئیات نمیشویم و به همین اندازه بسنده میکنیم.
[١] طارق ٨٦: ٤.
[٢] تفسیر سوره طارق، ص ٣٠٢ و ٣٠٣.
[٣] یس ٣٦: ٣٢.
[٤] تفسیر کشاف، ج ٤، ص ١٤ و ٧٣٤. نیز ر. ک: فرّاء، معانی القرآن، ج ٢، ص ٣٧٦ و ٣٧٧ و ج ٣، ص ٢٥٤ و ٢٥٥.