تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٣٢ - معروفترین تفاسیر عرفانی
دارند. در این صورت، أجرام علویّه- که هر یک، از جرم اثیری بسیطی آفریده شدهاند- اگر در تولّد حیوان از منی و روییدن گیاه از بذر، مؤثر باشند، هر آینه بایستی نتیجه حاصله از این تأثیر، تنها یک بعد داشته و «عضو» ها یا حالات مختلف نداشته باشد؛ زیرا جسم بسیط متشابه الأجزاء، اگر در جسمی متشابه الأجزاء تأثیر کند، حتما نتیجه حاصله موجودی متشابه الأجزاء است».
از این گونه استدلالات عقلانی (فلسفی صرف) در سراسر تفسیر وی فراوان به چشم میخورد، و به آن، تنها جنبه فلسفی و احیانا کلامی میبخشد و در آن کمتر از ذوق و عرفان سخن رفته است. در این زمینه به همین مقدار بسنده میکنیم.
نکتهها و ظرافتها؛
این تفسیر، چون بر عمق نظر و دقّت در اندیشه استوار است، نکات و دقایق ظریفی دارد که درخور اهمیّت فراوان است. سوره و آیه و حتی جمله و عبارتی قرآنی نبوده که این شخصیت تیزبین و دانشمند نکته و ظرافتی را از آن بیرون نکشیده باشد؛ و این نکته، از ویژگیهای این تفسیر گرانقدر به شمار میرود.
در ذیل آیه «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ» [١] در تفسیر آیه «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ» [٢] در رابطه با مسأله «بدا» تحقیقی دارد که راه فهم آن را روشن ساخته است. میگوید: «خداوند بر من منّت نهاد تا تحقیقی را درباره این آیه ارائه کنم که شفابخش دردمندان و سیراب کننده تشنگان زلال حقیقتند- او میافزاید- هر موجود زمانی، ناگزیر، بتدریج حاصل [و حادث میشود؛ از این رو، مدت زمان بقای او، عین مدت زمان حدوث اوست؛ یعنی همواره به إفاضه وجود نیاز دارد. پس هر موجودی در این جهان- چه در عالم علوی و چه در عالم سفلی- در تداوم وجودی خود، در دست آفرینش جدید است.
چنانچه امیر مؤمنان، علی علیه السّلام فرموده است: «لأنّه کلّ یوم فی شأن من إحداث بدیع لم یکن». [٣]
پس آنچه در آسمان و زمین است، پیوسته تقاضای إفاضه دارند و هر دم، خداوند در حال آفرینش تازهای است؛ لذا آفرینش چیزی نبوده که تنها حالت
[١] سجده ٣٢: ٤.
[٢] رحمان ٥٥: ٢٩.
[٣] کافی، ج ١، ص ١٤١.