حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٣ - نقش استدلال در شناخت خدا
نقش استدلال در شناخت خدا :
نظام عالم و جهان هستى , نظام عليت و معلوليت است يعنى هر موجوديكه هستيش عين ذات او نيست اين معلول است و نيازمند است به يك ذاتيكه هستيش عين ذات او باشد .
در خطبه ٢٢٨ كه صدرش اين است :
ما وحده من كيفه , ولا حقيقته اصاب من مثله , ولا اياه عنى من شبهه , ولاصمده م ن اشار اليه و توهمه , كل معروف بنفسه مصنوع [١] .
تا اينكه به اين جمله مى رسد :
و كل قائم فى سواه معلول [٢] .
هر موجودى كه از هستى بهره اى دارد غير از خدا معلول است . اين هم نظام عليت و معلوليت را تثبيت مى كند و هم اينكه جهان هستى را به دو قسمت تقسيم مى كند , يك قسمت علت و آن خداست . و يك قسمت معلول و آن جهان آفرينش است . فرمود هر موجودى هر قيامى دارد هر چه هست غير از خدا , معلول است و خدا معلول نيست و چون معلول علت مى خواهد پس آفرينش معلول خداست در نتيجه :
كل موجود هواما علة و اما معلول .
آنوقت هستى بدو قسمت تقسيم مى شود يك قسمتش علت است و يك قسمتش معلول . در نتيجه جهان هستى معلول است و خداى يكتا علت . چون غير از خدا هر كه هست و هر چه هست معلول است , زيرا هستى او عين ذات او نيست . اگر هستى اش عين ذات او مى بود كه سبق و عدم نداشت و بعدا از بين نمى رفت .
و كل قائم فى سواه معلول [٣] .
همين مطلب را در خطبه ٢٢٧ بيان فرموده است :
[١]و ٢ نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ٢٢٨ , صفحه ٧٤١ و ٧٤٢ .
[٣]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ٢٢٨ , صفحه ٧٤٢ .