حکمت نظري و عملي - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١ - حكمت نظرى , توحيد حق تعالى
بيابد , ممكن نيست .
الذى لايدركه بعد الهمم , ولايناله غوص الفطن [١] .
نه با همتهاى فكرى انديشمندان مى شود به ذات خدا آنطورى كه هست رسيد , و نه با فطانت عارفانه افرادى كه در درياى شناخت غوطه ورند و غواصى مى كنند , نمى توان به عمق درياى شناخت رسيد و گوهر معرفت خدا را با كنه فرا گرفت , چه بخواهند به درياى معرفت فرو بروند , ميمانند و چه بخواهند به قله معرفت پر بكشند مى مانند , نه از بالا راه اكتناه و نه از پائين راه اكتناه دارند ممكن نيست نه با فكر , نه بادل , نه با فلسفه , نه با عرفان , نه با انديشه و نه با شهود . نميشود خدا را آنطورى كه هست شناخت . اين ليس كمثله شى ء [٢] است در شناخت خدا همواره معرفت با اعتراف همراه است . يعنى تا آنجا كه شناخته شد اعتراف به عجز در كنار اوست كه خدايا , بارالها شناختيم كه قابل اكتناه نيستى شناختيم كه نميشود ترا به آن عمقى كه دارى و به آن نامحدوديكه دارى بشناسيم . لذا فرمود :
لم يطلع العقول على تحديد صفته [٣] .
عقل ها را و انديشه ها را به آن حد صفت خدا كه حدش نا محدود است :
حده انه لاحدله .
راه ندارد .
و لم يحجبها عن واجب معرفته [٤] .
[١]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه اول صفحه ٢٢ .
[٢]سوره شورى , آيه ١١ .
[٣]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ٤٩ , صفحه ١٣٦ .
[٤]نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ٤٩ , صفحه ١٣٦ .