تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٨ - هفتم برهان اخلاقي و سودمندي
تأييد پذيري يا ابطال يابي هر چيزي ، مناسب با معيار اثباتي آن است ؛ يعني اگر مطلب معقول يا مشهود و يا ايحائي الهي از راه تجربه و حس ، تأييد يا ابطال پذير نبود ، هيچ محذوري را به همراه ندارد ، و نبايد آن را از محدوده علمي بودن دور دانست .
بنابر اين نقد و نقص برهان اخلاقي ، اگر از راه عقل يا شهود باطني يا وحي الهي ثابت شد ، موجب اين نخواهد بود که چون از راه حس و تجربه تأييد يا ابطال پذير نيست ، بنابر اين نا تمام است ،[١]مگر آن که اصل برهان اخلاقي ، همانند برهان سودمندي حسّي و تجربي باشد که در اين حال نقد مزبور وارد خواهد بود .
آن چه در نقد برهان گفته مي شود : « رقباي نيرومند برهان اخلاقي براهيني هستند که ناظر به ثبات نسبي نيازها ، خواهش ها و نفرت هاي اساسي انسان يا شيوع پرخاش و انگيزه هاي اجتماعي در شخصيت انسان اند »[٢]، قابل دفاع است ، زيرا اخلاق صحيح مظاهر اسماي جمال و جلال الهي است که هر کدام در شرايط خاص ، ظهور مخصوص دارد ، و چون نسبي بودن آن ها همواره ثابت است ، زيرا با حفظ شرايط همسان ، همواره يک حالت مورد پذيرش روح انساني است ، لذا نمي توان از استناد به يک مبدأ جامع و فراگير ثابت چاره جست ؛ ليکن نقص جوهري برهان اخلاقي همان است که اجمالاً اشاره شد و تفصيلاً در متن کتاب آمده است .
خلاصه آن که برهان اخلاقي و برهان سودمندي ، بر فرض تماميت مبادي آن ها ، به حکمت عملي بر مي گردند ؛ نه حکمت نظري و از سنخ ادله اثبات واجب نخواهند بود و اگر برهان هاي مزبور ، بعد از پيرايش و پالايش بسيار ، به مسئله وحي و نبوت و رسالت و مانند آن بر گردند ، گر چه جزء مسايل حکمت نظري محسوب مي شوند و در فلسفه دين جايگاه خاص خود را دارند ، ليکن از مبحث اثبات واجب
[١]و ٢ . براهين اثبات وجود خدا در فلسفه غرب ( برگرفته از دائرة المعارف فلسفي پل ادواردز ) ، ص ١٤٢ .