تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٢ - اشکال « ابو سعيد ابو الخير » به استفاده از قياس
محدثاً و إذا لم يکن محدثاً کان أزلياً »[١]؛ اگر ازلي نباشد ، حادث است و اگر حادث نباشد ، ازلي است .
امام عليه السلام در ادامه کلام خود مي فرمايد : « ألا تعلم أنّ ما لم يزل لا يکون مفعولاً و حديثاً و قديماً في حالة واحدة »[٢]؛ به اين معنا که هيچ چيز نمي تواند در حال واحد حديث و قديم باشد ، حادث مسبوق به عدم و قديم غير مسبوق به عدم است ، و جمع بين اين دو ، به معناي نقيضين است .
اشکال « ابو سعيد ابو الخير » به استفاده از قياس
« ابو سعيد ابو الخير » در اعتراض به ابن سينا و تضعيف دانش حصولي ، به نقد شيوه قياس پرداخته و شکل اول را که مرجع ديگر اشکال قياس است ، مفيد علم نمي داند ؛ به اين بيان که در مثال « سقراط انسان است و هر انسان مي ميرد ، پس سقراط مي ميرد » ، کبراي قياس قضيه اي کلي است که از مرگ جميع انسان ها و از جمله سقراط خبر مي دهد ، بنابر اين براي آگاهي به مرگ سقراط علم به کبرا کافي بوده و نيازي به تشکيل قياس نيست ؛ چه اين که اگر علم به مرگ سقراط وجود نداشته باشد ، ادعاي آگاهي به کبرا که قضيه اي کلي است ، بي مورد است ، قهراً در شکل اوّل مغالطه اي از صنف « مصادره به مطلوب » مستتر است .
برخي اشکال فوق را از راه امتياز گذاردن ميان علم اجمالي و تفصيلي پاسخ داده اند ؛ ليکن اين مقدار در دفع آن کافي نيست . ٣
پاسخ اشکال اين است که مستشکل فاقد تصوري صحيح از قضاياي کلي
[١] التوحيد ، ص ٤٤٥ .
[٢] همان ، ص ٤٥٠ .
[٣] ر . ک : تعليقة على شرح المنظومة ( متمم المنطق ) ، ص ٢٦٧ .