تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٤ - ششم برهان آنسلم
نامحرمان وادي کشف و شهود مي خورد ، تا دعواي خام و خيال فائل آفل در سر سودايي خود نپرورانند ، هميشه دست رد به مغز نا آشنايان وادي عقل و برهان مي خورد ، تا هوس درک صحيح واقع را بدون برهان متقن ، در وهم خويش تعبيه نکنند .
همان طور که مطلب پيشنهادي سنت آنسلم ، با پندار باطل وحدت عين و ذهن حل نمي شود و با مبناي صحيح مُثُل افلاطوني هم قابل حل نيست ، همچنين عهده دار اثبات ضرورت ذاتي هم نخواهد بود ؛ يعني نمي توان گفت : نهايت چيزي که مي توان از اين نحوه قضايا ( برترين موجودي که کامل تر از او قابل تصور نيست ) استنتاج کرد ، اين است که ضرورت ذاتي است ؛ نه ضرورت ازلي ، زيرا همان گونه که پيشنهاد مزبور ، از اثبات ضرورت ازلي عاجز است ، از تثبيت ضرورت ذاتي نيز ناتوان مي باشد .
ضرورت ، خواه ذاتي خواه ازلي و ... ، جهت قضيه است و پيشنهاد ياد شده ، فقط در محور تصور است ، نه تصديق و هيچ گونه قضا و حکمي در او نيست تا از حالت مفرد بودن به صورت قضيه شدن در آيد و اگر خودش با نظر ديگر ، بر خودش حمل شود ، دو پيامد خواهد داشت که قبلاً به آن اشاره شد و در متن کتاب نيز آمده است ؛ يکي آن که حمل مزبور حمل اولي ذاتي است ؛ نه شايع صنايعي ، زيرا وجود خارجي چنين موضوع پيشنهادي ، هرگز احراز نشده تا موضوع و محمول در مدار مصداق عيني با يک ديگر متحد گردند ، و ديگر آن که بر فرض مزبور حتماً ضرورت آن ازلي است نه ذاتي ، زيرا اگر ضرورت او محدود مي بود ، هرگز برترين موجود ، بزرگ ترين موجود ، کامل ترين موجود و مانند آن نمي بود . گذشته از آن که اگر موضوع پيشنهادي بر فرض قضيه بودن ، ضرورت آن ذاتي باشد نه ازلي ، مي توان پيشنهاد مزبور را به اين طرح تتميم کرد و گفت : موجود ازلي ، ابدي و سرمدي که کامل تر از