تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٠ - ششم برهان آنسلم
ششم . برهان آنسلم
تحليل برهان صديقين در شرح حکمت متعاليه[١]و برخي نوشتارهاي ديگر راقم اين سطور و از جمله در متن اين اثر بازگو شده است . آن چه در اين جا به عنوان تذکر جامع و گذرا ارايه مي شود اين است که فلسفه عهده دار اثبات حقيقت هاي عيني است و مهم ترين مسئله آن اثبات واجب الوجود است ، يا به تعبير مناسب ، اثبات واجب الواقعيه است که منظور از اين وجوب همان ضرورت سرمدي است که جامع ضرورت ازلي و ابدي خواهد بود و چون محور بحث درباره واجب اثبات واقعيت عيني است ، براهيني که عهده دار اين رسالت اند ، بايد از واقعيت هاي عيني سخن بگويند يا با تأمل در متن واقعيت مطلق ، به ضرورت سرمدي آن پي ببرند که اين کار ، ابتکار بزرگ وارث حکمت و عرفان ، حضرت استاد علامه طباطبائي قدس سره است .
تمام براهين اثبات واجب در مدار واقعيت هاي موجود دور مي زنند و هيچ کدام با بررسي عنوان هاي مفهومي صرف و ذهني محض ، با صرف نظر از واقعيت هاي عيني ، توان اثبات واجب را ندارند ، مثلاً برهان حدوث ، برهان حرکت ، برهان نظم ، ( بر فرض تماميت ) و ادله ديگر ، همه آن ها در محور واقعيت هاي عيني مي گردند ؛ يعني از وجود واقعي حدوث ، حرکت ، نظم و مانند آن ، به واجب پي برده مي شود ؛ خواه چنين استدلالي تام باشد يا نباشد .
برهان امکان و وجوب و طرح برهان صديقين در مکتب مشّاء نيز از اين اصل کلي مستثني نيست ؛ يعني هرگز با بررسي عناوين ذهني امکان و وجوب برهان اقامه نشده است و اين که گفته مي شود ، آن چه در برهان صديقين بر مبناي مشائين اخذ شده ، امکان ماهوي است که وصف مفهومي ماهيت است و نيز مفهوم موجودِ عام
[١] رحيق مختوم ، بخش يکم از جلد ششم ، ص ١٢٠ - ٢٠٥ .