تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٠٤ - برهان فطرت در آيات قرآن
مقابل آن ، هيچ يک از امور ياد شده نمي تواند باشد و شخصي که موج بر او هجوم آورده است ، اين واقعيت و طرف مقابل آن را شهود مي نمايد و اين مشهود براي او پس از آن حال و براي ديگراني که گزارش آن را مي شنوند ، مبدأ يک برهان مفهومي مي شود که به تضايف ، به اثبات وجود واجب مي پردازد .
در برخي آيات ديگر ، برهان فطرت با استفاده از محبت نسبت به خداوند سبحان بيان مي شود .
( و کذلک نري ابراهيم ملکوت السموات و الارض و ليکون من الموقنين (٧٥) فلمّا جنّ عليه الّيل رَءا کوکباً قال هذا ربّي فلمّا قال لا احب الآفلين (٧٦) فلما رءا القمر بازغاً قال هذا ربّي فلمّا افل قال لئن لم يهدني ربّي لا کونّن من القوم الضالّين (٧٧) فلمّا رءا الشمس بازغة قال هذا ربي هذا اکبر فلمّا افلت قال يا قوم إني بريء مما تشرکون (٧٨) إنّي وجّهت وجهي للّذي فطر السّموات و الارض حنيفاً و ما انا من المشرکين ) . ١
بدين سان ملکوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نشان داده ايم تا از جمله يقين کنندگان باشد ، پس چون شب بر او پرده افکند ، ستاره اي ديد ، گفت : اين پروردگار من است و آن گاه چون غروب کرد ، گفت : غروب کنندگان را دوست ندارم و چون ماه را درحال برآمدن ديد ، گفت : اين پروردگار من است ، و آن گاه چون ناپديد شد ، گفت : اگر پروردگار مرا هدايت نکرده بود ، قطعاً از گمراهان بودم ، پس چون خورشيد را بر آمده ديد گفت : « اين پروردگار من است ، اين بزرگ تر است » و هنگامي که افول کرد گفت : اي قوم من ، از آن چه شرک مي ورزيد ، من بيزارم . من خالصانه و پاکدلانه روي خود را به سوي کسي گردانيدم که آسمان ها و زمين را پديد آورده است و من از مشرکان نيستم .
خداوند در آيه اوّل به اين نکته اشاره مي فرمايد که ما ملکوت آسمان و زمين را به
[١] سوره انعام ، آيات ٧٥ - ٧٩ .