تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٨٣ - اثبات هستي مجرد با توجه به احکام نظري و عملي عقل
شرايط ، اذعان و اعتراف به قانون اخلاقي نيز حذف شود ، دخالت آن شرط در تکوين و تحقق قانون محرز شده و از اين طريق ، اثبات واجب به عنوان تنها موجودي که مرجع و مسند قوانين اخلاقي بوده و علّت آن است ، مورد خدشه قرار مي گيرد .
اثبات هستي مجرد با توجه به احکام نظري و عملي عقل
حکماي اسلامي با نظر به فعاليت هاي عقلي ، اعم از آن که فعاليت و کار عقل نظري يا عقل عملي باشد ، به اثبات موجود متافيزيکي و هستي فوق طبيعي پرداخته اند ؛ ليکن شيوه استدلال آن ها ، با شيوه اي که در برهان هاي اخلاقي فوق مورد استفاده قرار گرفته است ، مغايرت دارد . در برهان هاي اخلاقي ياد شده ، از وجود خداوند براي توجيه اطلاق احکام اخلاقي نسبت به شرايط اجتماعي و طبيعي مختلف استفاده شده است .
ابن سينا رحمه الله در نمط چهارم اشارات و تنبيهات از فقدان ويژگي هاي مادّي در انديشه هاي عقل نظري و همچنين از مادّي نبودن حالات نفساني ، نظير محبّت ، اخلاص ، اراده و عزم ، بر تجرّد آن ها و تجرد موصوف آن ها ، يعني نفس استدلال مي نمايد[١]. براي اين استدلال ، وجود يک انديشه کلي يا عزم و اخلاص مستند به قانون اخلاقي در ذهن يک فرد ، حتى در يک موقعيت محدود و مقيّد کفايت مي کند ؛ البته اين برهان ، هرگز عهده دار اثبات ذات واجب نيست و تنها موجود مجرد و غير مادي را اثبات مي نمايد ، آن هم نه در خارج از محدوده نفس و برتر از آن ، بلکه تجرد خود نفس و تجرد مقداري از اوصاف علمي و عملي وي را ثابت مي کند .
[١] الاشارات و التنبيهات ، ج ٣ ، ص ٨ .