تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٣ - برهان صديقين در حکمت متعاليه
ليکن شيوه صديقين محکم تر و شريف تر است .
در کتاب الهي نيز به راه هايي که غير صديقين مي پيمايند ، اشاره شده است : ( سنريهم آياتنا في الافاق و في أنفسهم حتّي يتبيّن لهم انّه الحق ) ، به طريقه صديقين نيز در عبارت ( أو لم يکف بربّک انّه علي کلّ شيء شهيد ) اشاره شده است .
صدر المتألهين ، پس از الحاق برهان امکان ماهوي به ديگر براهين ، برهان ديگري را که خود آن را مصداقي براي شيوه صديقين مي نامد ، ارايه مي کند . در برهاني که صدر المتألهين اقامه مي کند ، از ماهيت و امکان ماهوي و اموري نظير حرکت يا حدوث استفاده نمي شود ، اين برهان به حقيقت وجود و احکام مختص به آن نظر دارد و به اصول فلسفي چندي نظير اصالت ، بساطت و تشکيک در وجود مبتني است .
پس از او برخي حکماي متأله براي کوتاه کردن برخي مقدمات آن کوشش نمودند و حکيم سبزواري با استفاده از امکان فقري از مقدّمات برهان کاست[١]؛ ليکن علي رغم همه اين تلاش ها ، در هر يک از اين براهين از فقر و نياز مراتب داني حقيقت مشککه هستي و از هستي فقيرانه وجودات امکاني بهره گرفته مي شود و اين استعانت و کمک ، مانع ادراک مستقيم و بي واسطه واجب تعالي است .
برهان صديقين ، آن گونه که آيه بر آن اشعار دارد ، بايد برهاني باشد که اصلاً به غير واجب نداشته و در نتيجه بدون استعانت از اصول فلسفي به عنوان اوّلين مسئله فلسفي مطرح شود .
در تاريخ انديشه و تفکر اسلامي ، بسياري از اهل معرفت به دنبال تنظيم برهان با ويژگي فوق بوده اند و براهين مختلفي را بدين منظور اقامه داشته اند ؛ حکيم متألّه
[١] شرح منظومه ، ص ١٤٦ .