تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٤ - خلط مفهوم و مصداق در براهين اهل معرفت
کمالي برخوردار است ، به همان حمل فاقد آن باشد ؛ ليکن اگر مفهومي به حمل اوّلي واجد يک کمال و به حمل شايع فاقد آن بود ، تناقض و خُلفي لازم نمي آيد .
اشکال فوق گر چه از ديد ناقدان غربي برهان مزبور مخفي مانده ؛ ليکن مورد توجه حکماي اسلامي قرار گرفته است . امتياز مفهوم و مصداق و تفاوت دو نوع از حمل ، يعني حمل اوّلي ذاتي و حمل شايع صناعي ، مايه تزلزل استدلال ياد شده است ، چنان که از رهگذر اين امتياز و تفاوت ، بسياري از تناقضاتي که غير قابل حل پنداشته شده مرتفع مي گردند و برخي مغالطات مشابهي که به آثار برخي اهل معرفت راه يافته ، از همين طريق آشکار مي شود .
خلط مفهوم و مصداق در براهين اهل معرفت
در تاريخ انديشه اسلامي ، برخي اهل معرفت که از فرق مفهوم و مصداق غافل مانده اند ، با براهيني گويا تر و کوتاه تر از آنچه آنسلم بيان داشته ، نه تنها اصل ذات واجب ، بلکه برخي صفات او ، نظير وحدت را نيز اثبات کرده اند ؛ مانند اينکه وجود از آن جهت که وجود است ، عدم پذير نيست و هر چه عدم براي آن ممتنع باشد ، واجب است ، پس وجود از آن جهت که وجود است ، واجب است .[١]
قياس فوق در قالب شکل اوّل است و صغراي آن بر امتناع اجتماع نقيضين استوار است ، زيرا اگر وجود عدم را بپذيرد ، جمع نقيضين لازم مي آيد و نتيجه قياس فوق ، يعني واجب بودن وجود و هستي مطلق ، وقتي ضميمه اين کبراي کلي شود که واجب تعالى واحد بوده و داراي شريک نيست ، قياس مرکبي تشکيل مي شود . با اين نتيجه ، وجود از آن جهت که وجود و هستي است ؛ يعني بدون آنکه قيد و شرطي به آن ضميمه شود ، نه تنها واجب ، بلکه يکتا و يگانه است .
[١] تحرير تمهيد الواعد ، ص ٢٦١ .