تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩٢ - دلالت امکان فقري بر غناي ذاتي واجب
مفروض ذاتي ، جز ارايه و حکايت باقي نمي ماند .
صور مرآتي آينه ذاتي هستند ، زيرا صورتي که در آينه پيداست - در اصطلاح اهل عرفان نيز آينه چيزي جز همان صورت نيست - غير از شيشه ، قاب ، طول ، عرض ، عمق ، نور ، رنگ ، زاويه و مانند آن هاست ، بلکه نفس همان حکايت ، نشان و ربط و ارايه اي است که نسبت به صورت حقيقي دارد ، اما شيشه و ساير اجرام فيزيکي در عرف مردم آينه است ، نه در عرفان صاحب دل .
امکان فقري نيز مبيّن حقيقت مرآتي وجوداتي است که در چهره ماهيات مختلف ظهور و بروز مي يابند و اين شيوه از تحليل معلوليت ، عالَم را بر همان سياق که مورد نظر اهل معرفت است ، در قالب شئون مختلف الهي که ادوار و ايّام مختلف را پديد مي آورد ، ارايه مي دهد و اين نحوه از نگاه ، خود مستفاد از تعاليم قرآني است که آسمان ها و زمين و آن چه در آن هاست سائل و نيازمند ، و خداوند سبحان را همان حقيقتي معرّفي مي نمايد که هر مرحله وجودي ، حاصل شأني از شئون غير متناهي او است : ( يسأله من في السموات و الأرض کلّ يوم هو في شأن )[١]؛ يعني آن چه در آسمان ها و زمين است ، سؤال و پرسش از او دارد و او به هر روز در شأني است .
شئون گوناگون وجودي ، ابعاد مختلف وجه و چهره واحد الهي هستند که همان وجه الله در لسان آيات قرآني ذوالجلال و الاکرام بوده ؛ ( و يبقى وجه ربک ذو الجلال و الإکرام )[٢]، و آن نماد نامحدود خدايي است که در همه موارد حضور داشته ؛ ( و هو معکم أينما کنتم )[٣]، از اين رو آن وجه در همه سو هويداست ؛
[١] سوره الرحمن ، آيه ٢٩ .
[٢] سوره الرحمن ، آيه ٢٧ .
[٣] سوره حديد ، آيه ٤ .