تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٠ - نقد اشکالي معرفتي
اشکالي معرفت شناختي است ؛ به اين بيان که برهان در صورتي تام است که واقعيت خارجي در معرض ادراک عقلي قرار گرفته و يافته هاي عقلاني انسان از جهان خارج حکايت داشته باشند ؛ ليکن اگر واقعيت هويتي غير عقلاني داشته باشد ، برهان کارساز نيست .
براي مثال در برهان ، از منفصله حقيقيه اي که موجودات را به ضروري و ممکن تقسيم مي کند ، استفاده شده و اين منفصله به مبدأ عدم تناقض که حاکي از استحاله اجتماع نقيضين است ، متکي است و استحاله اجتماع نقيضين ، حکم عقل نسبت به جهان خارج است و اگر خارج هويتي عقلاني نداشته باشد ، در صدق اين حکم نسبت به خارج و قهراً در صدق نتيجه برهان نسبت به خارج ترديد راه خواهد يافت . ١
پاسخ اين اشکال از آن چه در باب ارزش شناخت و معرفت بيان شد ، معلوم مي شود ؛ مستشکل در اين اشکال ارزش جهان شناختي معرفت بيان شد ، معلوم مي شود ؛ مستشکل در اين اشکال ارزش جهان شناختي معرفت و علم انسان را به طور مطلق مورد ترديد قرار داده و اين ترديد که همان شکاکيت و سلب يقين از حوزه معرفت است ، نتيجه اي جز سفسطه و انکار واقعيت به دنبال نمي آورد .
شکاکيت و سفسطه در چهره پيچيده و پنهان آن ، على رغم حاکميتي که بر ذهنيت انسان معاصر دارد ، از توجيه و تبيين خود نيز عاجز است . اصل معرفت ، نظير اصل واقعيت ، از امور بديهي ، بلکه اوّلي است ؛ چندان که راهي براي انکار يا ترديد در آن نيست و هر گونه شک يا ترديد نسبت به آن ، گر چه به حمل اوّلي شک يا ترديد باشد ؛ ليکن به شرحي که گذشت ، به حمل شايع ، اذعان و اعتراف به واقعيت و آگاهي است ، بنابر اين ، آگاهي همانند واقعيت ، امري است که آدمي را چاره اي براي گريز از آن نيست .
[١] ر . ک : فلسفه دين ، ص ٥٨ .