تبيين براهين اثبات خدا - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٨ - فلسفه به معناي عام و خاص
رعايت نکردن موازين منطقي ، اشتباهات و خطاهاي فراواني را در حوزه هاي مختلف علمي پديد مي آورد و زمينه ظهور قضاياي متهافت و روياروي را ايجاد مي کند . اگر صرف وجود خطا يا بروز قضاياي متناقض دليل نفي حقيقت علم يا انکار راه معرفت و عصمت آن باشد ، اين مسئله آن چنان که برخي گمان برده اند ، به علمي خاص ، نظير فلسفه منحصر نيست و همه علوم تجربي و غير تجربي و همه دانش هاي نظري و عملي و از جمله علم فقه و مانند آن را نيز در بر مي گيرد ، زيرا اختلافات علمي به ديدگاه هاي فلسفي مختص نبوده و در همه علوم وجود دارد .
فلسفه به معناي عام و خاص
فلسفه و حکمت گاه به معناي عام به کار مي رود و در اين معنا ، مرادفِ آگاهي و علم است ؛ البته مراد از آگاهي و علم هر معرفتي است که عهده دار حکايت از واقع بوده و ارزش جهان شناختي دارد و آگاهي و علم در اين معنا ، اعم از علوم تجربي و دانش هاي طبيعي بوده و در يک تقسيم کلي به دو بخش نظري و عملي تقسيم مي شود .
فلسفه و حکمت نظري در مورد هستي هايي بحث مي کند که با صرف نظر از اراده انساني موجود هستند . اين بخش از فلسفه ، به لحاظ موضوعات مختلف تقسيمات فراواني را پذيرفته و علوم متفاوتي را به وجود مي آورد . بخش هاي عمده فلسفه و حکمت نظري عبارت است از :
يکم . حکمت عليا که فلسفه به معناي اخص نيز ناميده مي شود ، به دليل اين که عهده دار شناخت واجب تعالي است ، الهيات خوانده مي شود .
دوم . فلسفه يا حکمت وسطا که علوم رياضي و تعليميات نيز ناميده مي شود .
سوم . فلسفه يا حکمت سُفلا که طبيعيات يا علوم تجربي هم خوانده