تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١٨٣ - بند دوم تبديل خنثاى انثى به مرد
اول، اينكه پزشك جراح براى بيمار حلال باشد، مثل آنجايى كه پزشك، زوج يا زوجه بيمار باشد. طريق دوم، اينكه فرد در جنس فعلىاش، از نظر دنيايى يا دينى در حرج شديد باشد، مثل آن جايى كه فرد خنثى است. [١] در مورد «تغيير جنسيت فرد توسط همسر» دو ديدگاه وجود دارد: ديدگاه اول به حرمت اين نوع تغيير جنسيت معتقد است كه دليل آن گذشت. ديدگاه دوم به جواز اين نوع تغيير جنسيت معتقد است. در مورد قول دوم، دليلى ذكر نشده است ولى از محتواى كلام آنان مىتوان اين دليل را بيان كرد كه: زن و شوهر نسبت به يكديگر مَحرم بوده و مىتوانند به تمام اعضاى ديگر نگاه كنند. بنابراين، اقدام به عمل جراحى، توسط همسر هيچ محذور شرعى ندارد.
در مقابل، ديدگاه اول معتقد است اگر چه قبل از عمل جراحى، جواز لمس و نظر براى زوجين وجود دارد، ولى به محض عمل جراحى و قطع آلت تناسلى، فرد از جنسيت فعلىاش خارج شده و ازدواج نيز باطل مىگردد. بنابراين، محرميت و جواز نظر از بين مىرود.
به عنوان نظر مختار مىتوان گفت: تغيير جنسيت فرد توسط همسر جايز است؛ چون قبل از عمل به دليل اينكه زوجين مَحرم يكديگرند، لمس و نظر به عورت حرام نخواهد بود، و در حين عمل و پس از حذف آلت تناسلى، اگر چه زوجيت از بين مىرود، ولى جراح موظف است براى حفظ حيات بيمار، عمل جراحى را به اتمام برساند و حرمت لمس و نظر به دليل ضرورت حفظ جان بيمار برداشته مىشود.
نكته دوم
به طور كلى احكام شرعى تابع موضوعات است، به گونهاى كه اگر موضوع
[١]. سيد محمد صدر، منهج الصالحين، ج ٣، ص ٦٤٣، مسأله ٣٧٠٢: «يمكننا من الناحية الفقهية أن نتصور سببين لجواز التبديل: أحدهما: أن يكون الطبيب القائم بالتبديل حليلا للمريض، كما لو كان زوجها أو كانت زوجته. ثانيهما: أن يكون الفرد فى حرج شديد من جنسه الفعلى قبل التبديل إمّا دنيوياً أو دينياً، كما لو كان خنثى».