تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٢٣٨ - بند دوم ادله مخالفين تغيير جنسيت
پس به وسيله عمل جراحى و خوردن دارو، اگر موى صورت مرد بريزد و پستانهايش بزرگ شود و براى او مهبل درست كنند، در واقع زن نشده است و همچنين بالعكس، روئيدن مو در رخسار زن و كوچك شدن پستانها و با درست شدن بيضه و آلت تناسلى در وجود آن دلالت نمىكند كه او واقعاً مرد شده است و اگر به اين عمل غيرمشروع اقدام كرد، معصيت كرده و از نظر تكاليف شرعيه، حكم قبل از تغيير اعضاى ظاهرى را دارد.
به عبارت ديگر، با تغيير بعضى از اعضا، موضوع مرد بودن يا زن بودن از بين نمىرود، تا گفته شود كه حكم هم تغيير پيدا مىكند و اين موضوع «غير ممكن بودن تغيير جنسيت به معنى واقعى» را فى الجمله مىتوان از بعضى آيات قرآن كريم استفاده كرد، مانند: آيههاى ٤٩ و ٥٠ ٩ از سورة شورى كه مىفرمايد:
يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء اناثاً و يهب لمن يشاء الذكور و يجعل من يشاء عقيماً؛
يعنى: هر چه را بخواهد مىآفريند و به هر كس اراده كند دختر مىبخشد و به هر كس بخواهد پسر و هر كس را بخواهد عقيم مىگذارد.
خلاصه، اين مسأله مهم مختص علم لايتناهى قادر متعال است و در سيطره
قدرت او مىباشد و مخلوق چنين توانى را هرگز نخواهد داشت. [١] اين ديدگاه معتقد است كه تغيير جنسيت اساساً غير ممكن است و هيچ گاه نمىتوان مرد را به زن يا زن را به مرد تغيير جنسيت داد. به عبارت ديگر، موضوع همواره، چه قبل از تغيير جنسيت و چه بعد از آن ثابت است. نهايت آنكه يك سرى تغييرات صورى و ظاهرى از طريق عمل جراحى به وجود آمده است. پس چون موضوع تغييرناپذير است، حكم آن نيز ثابت بوده و غير قابل تغيير است. از نظر اين ديدگاه، خداوند انسان را مذكر و يا مؤنث آفريده است و اين صفت يا ويژگى همواره با انسان بوده و هيچ قدرتى نمىتواند مذكر را به مؤنث يا مؤنث را به مذكر تبديل كند.
[١]. سيد يوسف مدنى، المسائل المستحدثه، ج ٢، ص ٤٢- ٤٧.