تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١٧٣ - بند دوم سنت
عقلايى است؛ چه اينكه انجام احتياطهاى شرعى براى خنثاى مشكل، بسيار سخت و دشوار است. براى مثال، خنثاى مشكل نمىتواند با هيچ فردى، چه زن و يا مرد ازدواج كند. [١] در حالى كه اگر خنثاى مشكل به مرد تبديل گردد، احكام خنثى از او برداشته شده و احكام مردها براى او ثابت مىگردد. نيز چنانچه خنثاى مشكل به زن تبديل شود، احكام زنان براى وى ثابت مىگردد. [٢] علاوه بر اين، گفته شده كه تغيير جنسيت از نظر اخلاقى نيز مذموم است؛ چون اقدام به تغيير جنسيت، حاكى از «عدم رضايت فرد به خلقت خويشتن» و «تلاش براى تغيير خلقت الهى» است، تا جايى كه گفته شده كه تغيير جنسيت به اين دليل، حرام است. [٣] در ارتباط با كلام فوق چند نكته بيان مىشود:
اولًا، به صرف وجود يك نكته اخلاقى، حرمت فقهى به عنوان يك حكم شرعى ثابت نمىشود. [٤] آنچه به عنوان منابع فقه ثابت شده است عبارتند از: كتاب، سنت، عقل و اجماع. بنابراين، استنباطات اخلاقى بدون استناد به يكى از منابع چهارگانه فقهى، حكم شرعى فقهى را اثبات نمىكند و هرگز نمىتوان آن را به عنوان يك حكم شرعى به شارع مقدس يا قانون گذار الهى نسبت داد.
ثانياً، اقدام خنثاى مشكل به تغيير جنسيت و تلاش وى براى تبديل به يكى از دو جنس مرد يا زن، به معناى: «عدم رضايت فرد از خلقت خويشتن» يا به معناى «تلاش براى تغيير خلقت الهى» نيست، بلكه به معناى كوشش وى براى درمان بيمارى جسمى و خروج از اختلال هويت جنسى است. وى با تغيير جنسيت مىتواند به يكى از دو جنس مرد يا زن تبديل شده و از انجام احتياطهاى شرعى- كه نوعا خنثاهاى مشكل قادر به انجام آن نيستند- نجات پيدا كند. براى مثال، امكان ازدواج با جنس مخالف خويش را پيدا مىكند.
[١]. سيد محمد صدر، منهج الصالحين، ج ٣، ص ٦٤٣، مسأله ٣٧٠٢.
[٢]. همان، ج ٣، ص ٦٤٣.
[٣]. همان، ج ٣، ص ٦٤٣.
[٤]. همان، ج ٣، ص ٦٤٣.