ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩١ - تفسير
عين حال مردم را از استعمال آن بر حذر داشتند با اينكه اگر انسان چيزى را بداند ممكن است آن را بكار برده و مرتكب شود و از اينرو آنان دستور ميدادند كه پس از شناسايى خويش را با بكار بردن آن كافر نسازيد و از هدف اصلى بيرون نرويد زيرا كه هدف تنها شناسايى و آشنا بودن است بمنظور دورى كردن نه مرتكب شدن، و بنا بر اين معنى ديگر يادگرفتن سحر كفر و نافرمانى نيست همانطور كه ياد گرفتن زنا بتنهايى موجب اثم و گناه نخواهد بود بلكه انجام دادن آن شخص را گناهكار ميكند.
و برخى گفتهاند: منظور از اين جمله اين است: كه تعليم نمىدادند سحر را بكسى مگر آنكه ميگفتند آن دو ملك كه ما فتنه و امتحان هستيم و بنا بر اين تعليم سحر از شياطين و باز داشتن از آن از جانب دو ملك بود.
و در «لا تكفر» يكى از سه امر منظور است:
١- كافر مشو بسبب انجام و عمل به سحر.
٢- كافر مشو بسبب يادگرفتن آن، و موضوع ياد گرفتن آن وسيلهاى بود كه خداوند بسبب آن دو ملك مردم را در بوته آزمايش قرار داد و ميزان در كفر و ايمان همان ياد گرفتن سحر و ياد نگرفتن نشد هر كه تعلم سحر را مىپذيرفت كافر و هر كه امتناع مىورزيد مؤمن بود زيرا كه سحر بيش از اندازه زياد شده بود و مانعى ندارد كه خداوند در ايمان و كفر از مانند اين طريق مردم را آزمايش كند همانطور كه در موضوع نهر مردم را امتحان كرد و فرمود:(فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي)[١].
٣- كافر مشو بسبب ياد گرفتن و عمل كردن بآن.
(فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ...)- پس ياد مىگرفتند مردم از آن دو.
يعنى از هاروت و ماروت.
و برخى گفتهاند: از سحر و كفر.
و بعضى گفتهاند: منظور بدل از چيزى است كه آن دو مردم را تعليم دادند و معنا اين است: مردم عدول ميكردند از آنچه دو ملك بآنان تعليم دادند كه آن عبارت
[١] سوره ٢ آيه ٢٥٠ هر كه بياشامد از آن نهر از من نيست.