ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٤ - داستان
تا وقتى موسى به طور رفت و هارون باقيماند هارون بمردم گفت شما مقدارى آلات زينت و آرايش را از فرعونيان با خود آورده و گناه آن را بر خود قرار دادهايد هم اكنون خود را پاك كنيد (آنان كه اين آلات زينت را از قبطيان عاريه گرفته بودند ولى باز نگردانده و از خود ميدانستند).
هارون دستور داد آتشى برافروختند و گفت هر چه داريد در آن بيفكنيد بنى- اسرائيل نيز زينت آلات را كه داشتند آورده و در آن مىانداختند.
ابو على جبائى ميگويد سامرى گوسالهاى ساخت و در آن بطورى خاصّ منافذ و سوراخها قرار داد بطورى كه باد داخل آنها ميشد و صدايى شبيه صداى گاو ميداد و سپس مردم را به پرستش آن دعوت كرد آنان نيز پذيرفتند و آن را خداى خود پنداشتند.
(ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ ...)- ما با پذيرش توبه شما، عقاب و عذابى كه با پرستش گوساله، مستحقّ آن شده بوديد بر داشتيم و يا بقول بعضى، پس از گوساله پرستى شما، مادر عذابتان شتاب نكرديم.
(لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ...)- شايد خدا را بر اين عفو و گذشت و نعمتهاى ديگرش سپاسگزارى كنيد و يا شما را در معرض شكر قرار داديم.
اين آيه بر وجوب شكر نعمت دهنده و نيز به اين جهت كه بخشش و عفو خدا از گناه پس از توبه، خود نعمتى است دلالت دارد، بمناسبت بحث در كلمه شكر بد نيست كه به اين سه مطلب توجه كنيم.
١- اينكه در باره پروردگار گفته ميشود او «غفور و شكور» است منظور از «شكور» اين است كه بندگان را بر طاعات و عباداتشان پاداش ميدهد بدون آنكه چيزى كم بگذارد و اين پاداش دادن را «شكر» گفته است.
٢- انسان نمىتوان شكرگزار خودش باشد زيرا شكر، در برابر نعمت دهنده است و نعمت دهنده و نعمت گيرنده بايد دو نفر باشند آرى خوبى كردن انسان بخود مانند بد كردنش تصور دارد مانند كار نيكى كه انجام دهد و از آن خود بهرهمند گردد