ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٠ - تفسير
نكنند براى آنكه دروغشان روشن شود.
در اين حديث دلالت روشنى است براستى و نبوّت پيامبر اسلام زيرا كه مطلبى را قبل از آنكه واقع شود خبر داد، و واقع با خبر او كاملًا مطابق بود. و نيز علّت اينكه از آرزوى مرگ خوددارى كردند اين بود كه در مرگ و حقيقت آن ترديدى نداشته و ميدانستند كه اگر آرزو كنند بآن خواهند رسيد.
كلبى از ابن عباس نقل كرده كه رسول اللَّه ٦ بآنان ميفرمود: اگر شما در سخن خود راستگوييد بگوئيد: خدايا ما را مرگ ده، سوگند بآن خدايى كه جانم در كف قدرت او است چنين جمله را كسى نميگويد مگر اينكه مرگ در همان مكان بسراغ او آيد.
و اين داستان مانند داستان «مباهله» است، نبى اكرم زمانى كه نصارى را براى مباهله دعوت كرد آنان امتناع ورزيدند زيرا كه اطمينانى بوضع خود نداشتند و ميترسيدند كه پيامبر در جملهاى كه فرموده راست بگويد و آن جمله اين است: اگر نصارى با من مباهله كنند در بازگشت اهل و مالى را براى خويش نمىيابند.
پس همانطورى كه نصارى پس از امتناع از مباهله رسوا شدند يهود هم بعلت امتناع از آرزوى مرگ رسوا گرديدند و حق روشن گرديد.
پرسش:
از كجا معلوم است كه آنان آرزوى مرگ در دل خود نداشتند؟
پاسخ:
اگر بمعناى «تمنّى» آرزوى لفظى باشد جواب اين سؤال روشن است، و اگر معناى آن امر قلبى باشد جواب اين است: كه اگر از آرزوى قلبى در آنان وجود ميداشت از اظهار آن نبايد خوددارى كنند چون براى تكذيب پيامبر در اين حكايت چارهاى جز اظهار بزبان نبود و علاوه منظور پيامبر آن بود كه آنان بزبان اظهار كنند و بسيار آسان بود كه بر زبان خود اين جمله را جارى كنند: اى كاش مرگ بر ما نازل ميشد، و چون از اين امر امتناع كردند روشن شد راستگويى پيامبر و تماميّت حجّت و دليل او
.