ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٤ - يك بررسى اجمالى در باره گمراهى و هدايت
است كه در آزمايش طلا و نقرهات فاسد و بى عيار از كار در آمد نه تو سبب فساد آن شدهاى و همانطور كه «اضلّ- يضلّ»- بمعناى گمراه كرد و ميكند ميآيد همچنين بمعناى «گمراه شد و ميشود» استعمال ميشود هم چنان كه ميگويند: «فُلانٌ أَضَلَ ناقَتُهُ» فلانى شترش را گم كرد نه آنكه عمداً شترش را گم كرده باشد بلكه چنين است كه شتر او گم شده است و از همين قبيل است مواردى كه نسبت گمراهى و فساد بكسى داده ميشود كه او آن فساد را انجام نداده ولى واقع شده است مثلًا ميگويند: فلان زن آن مرد را فاسد و گمراه و ديوانه كرد.
معنى اين كلمه اين است كه آن مرد بخاطر علاقه به او بيچاره و ديوانه شد نه آنكه آن زن واقعاً او را بيچاره يا ديوانه كرده باشد واى بسا آن زن چنين مردى را نديده و نشناخته است و اين نسبت گمراهى و ديوانگى و ... از آن جهت است كه بسبب علاقه بآنها گمراه و فاسد يا ديوانه شدهاند بدون آنكه سبب اصلى و حقيقى آنان باشند.
٣- اضلال و گمراهى از آن جهت گاهى نسبت بخدا داده ميشود كه خدا آن لطف و مهربانى را كه نسبت بمؤمنين (در اثر ايمان آنها) دارد و در مواقع حسّاس و لب پرتگاهها، با كمك غيبى جلوى سقوط آنان را مىگيرد. چنين رحمت و لطف را نسبت بكفّار و فاسقان (به علت عناد و لجاجت خودشان) نشان نميدهد و پس از ارشاد و راهنمايى، راه را براى آنان باز گذاشته و هنگام سقوط، با قهر و قدرت غيبى خويش جلوى سقوط حتمى را نگرفته و آنان را بحال خود وا ميگذارد. تا در منجلاب فساد. گناه سقوط كنند و در نتيجه گمراه شوند و از اين جهت ممكن است اضلال نسبت بخداوند داده شود و توجه داريد كه هيچگونه جبرى در كار نمىباشد.
(و بقول سعدى.
|
راهست و چاه و ديده بينا و آفتاب |
تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش |
|
|
چندين چراغ دارد و بيراهه ميرود |
بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش) |
|
به تعبير آيه شريفه:(فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي)