ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٣ - ٤ - روى آوردن
هم از آنها استفاده مادّى و نفع دنيايى ببريد و هم وجود آنها را نشانه و دليل براى شناسايى خداوند بدانيد.
(هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً) و سپس به خلقت آسمان پرداخت و هفت آسمان بر فراز يكديگر برافراشت.
(ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ)
در معناى استوى چهار قول بيان شده است.
١- قصد و اراده
يعنى پس از خلقت زمين قصد و تدبيرش متوجه آفرينش آسمانها شد.
٢- استيلاءِ و تسلط
يعنى تسلّط و استيلاى توأم با قهر و قدرت، همانطور كه آيه(لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى)[١] (و چون بقوت رسيد و كامل شد) كه منظور تسلّط و غلبه عقل، بر هوى است.
٣- بازگشت بسوى خدا
منظور اين كه امر و فرمان خدا كه از آسمان و مقام عالى ربوبى نازل شده بود پس از انجام كار بسوى او بازگرديد كه كنايه از تمام شدن خلقت زمين است.
٤- روى آوردن
يعنى اقبال و روى آوردن بسوى آسمان.
(فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ) تسويه نيز بمعناى استواء و تساوى بين دو چيز را ميگويند و علت جمع آوردن ضمير در «سوّاهن» آن است كه چون سماء جنس است لذا در جمع و مفرد بكار ميرود.
برخى كلمه «سماء» را جمع از «سماوه» يا از «سمائه» دانسته كه ميتوان بصورت مؤنّث يا مذكر بكار برد مانند هر جمعى كه فرق بين آن و مفردش با «هاء» است كه در آخر مفرد مىآيد مانند نخل و نخله و بقر و بقره و در مؤنّث و مذكر
[١] آيه ١٤ از سوره قصص( ٢٨)