ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٤ - بحث اصولى
ديگرى گفته: آثار عمل و كار در آن وجود ندارد.
حسن ميگويد: آن گاو وحشى است.
(لا شِيَةَ فِيها ...)- اهل لغت گويند: منظور گاوى است كه چيزى جز رنگ پوست در آن پيدا و آشكار نيست.
قتاده و مجاهد ميگويند: رنگ ديگرى جز رنگ پوست در آن پيدا و آشكار نيست.
(قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ ...)- قوم گفتند: در اين هنگام حق را روشن كردى.
(فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ ...)- پس كشتند آن گاو را و ليكن نزديك بود نافرمانى كنند.
زيرا كه از رسوايى و شهرت قاتل بيم داشتند و يا از گرانى قيمت گاو.
از ابن عباس روايت شده: گاو را در برابر پر كردن پوستش از مال مقتول خريدارى كردند.
سدى ميگويد: ده برابر وزن گاو از طلا بعنوان قيمت گاو پرداختند.
عكرمه ميگويد: قيمت واقعى آن سه دينار بيشتر نبود.
بحث اصولى
دانشمندان بزرگ در اين آيات اختلاف كردهاند.
برخى معتقدند: دستور الهى و فرمان خداوند در مورد كشتن گاو متعدّد بود دستور اوّل كشتن گاوى از گاوهاى معمولى بود و هيچ امتياز و خصوصيت علاوهاى در آن در نظر گرفته نشده بود، و چنانچه گاوى را ميكشتند فرمان خداوند را عملى كرده بودند ليكن چون انجام ندادند مصلحت اقتضا نمود كه دستور تشديد شود و چون براى مرتبه دوّم مراجعه نمودند تكليف بر طبق مصلحت تغيير كرد.
و در اينجا اختلافى ميان صاحبان اين عقيده رخ داده:
پاره معتقدند: در آخرين دستور تمام اوصاف قبلى لزوم دارد و در حقيقت در هر