ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩ - ٣ - شروع بنام بردن از او
زيرا در اشعار عرب فراوان اين كلمه ديده ميشود[١]
تفسير:
در بيان معناى «بسم اللَّه» سه وجه گفته شده است:
١- استعانت از نام خدا
در اين وجه، استعانت مقدّر است و معناى آن چنين است طلب كمك كنيد به اينكه نامهاى خدا را بزبان آورده او را بصفات عاليهاش وصف كنيد.
٢- استعانت از ذات حق
بعضى ديگر گفتهاند يعنى كمك بجوئيد از ذات خدا و كلمه «اسم» در «بسم اللَّه» بجاى مسمّى نشسته است و مثل اين است كه گفته شود «باللَّه» و در تمام موارد ذكر و خطاب اسم جاى ذات و شخص مسمّى را مىگيرد همانطور كه ميگويند زيد را ديدم مسلّم منظور ديدن كلمه «زيد» نيست بلكه شخص و مسماى اين اسم را ديدهايد و اسم بعنوان مسمّى ذكر شده است و همچنين وقتى كسى را باسم خطاب ميكنند مخاطب شخص است و اسم جانشين او.[٢]
٣- شروع بنام بردن از او
در اين وجه كلمه «اسم» بمعناى مصدر (اسم بردن) گرفته شده است مانند «أكرمته كرامة» كه كرامة بجاى اكرام مىباشد و معنايش اين است كه خواندنم را با نام بردن از خدا آغاز ميكنم.
مؤلّف- اين قول بهتر است زيرا ما مأموريم كه كارهايمان را با نام بردن او
[١] سلامة بن جندل كه خود شاعر قبل از اسلام و در زمان جاهليت و اهل حجاز است ميگويد:« و ما يشأ الرحمن يعقد و يطلق»( خدا هر چه بخواهد انجام ميدهد، امرى را ببندد و يا بگشايد و رها كند)
[٢] در ادبيات نظير فراوان دارد، لبيد ميگويد:
|
« الى الحول ثم اسم السلام عليكما |
و من يبك حولا كاملا فقد اعتذر» |
|