ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٨ - ترجمه
خداوند ما را كيفر نخواهد داد راستگو و صادق باشيد پس آرزوى مرگ نمائيد، زيرا كسى كه اعتقاد دارد كه اهل بهشت است و در اين معنى هيچگونه شك و ترديدى براى او نيست مرگ براى او بهتر است از زندگانى دنيا كه انواع مشكلات و ناراحتيها و غم و غصهها در آن وجود دارد، و كسى كه يقين دارد در اثر موت از ناراحتيهاى دنيوى بيرون ميرود و در برابر به نعمت جاودانى ميرسد چنين كس مرگ را اختيار خواهد نمود.
امير المؤمنين ٧ در جنگ صفين هنگامى كه ميان دو صف با سينه بندى كه زير زره و پيراهن پوشيده ميشود گردش ميكرد و فرزندش حسن عرضكرد: اين زىّ جنگ نيست فرمود: پسرم پدر تو باك ندارد و براى او فرقى نميكند كه او غلبه بر مرگ كند يا مرگ بر او مستولى شود.
عمّار بن ياسر در صفين ميگويد: هم اكنون با دوستان كه عبارت از محمّد و حزب او است ملاقات خواهم نمود.
پرسش:
اگر آرزوى مرگ رجحان دارد پس چرا پيامبر اكرم بر طبق روايتى فرمود:
هيچگاه يكى از شما آرزوى مرگ نكند براى ضررى كه باو متوجه شد بلكه بگويد:
خداوندا مرا زنده بدار تا زمانى كه زندگى براى من خير است، و مرا بميران هنگامى كه مرگ براى من خير است.
پاسخ:
منظور اين است كه آرزوى مرگ اگر دلالت بر جزع و بىتابى در برابر ضرر كند نيكو نيست زيرا كه صبر و واگذارى امور بخداوند جزء دستورات و آداب است و ممكن است از اين جهت باشد كه در اثر بقاء حيات اميد ميرود نافرمانيهاى گذشته جبران شود زيرا كه ايمن از نافرمانى در گذشته نيستيم
. [سوره البقرة (٢): آيه ٩٥]
(وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (٩٥))
[ترجمه]
و هرگز آرزو نكنند آن را- مرگ را- بسبب آنچه مرتكب شدهاند و خداوند از ستمكاران آگاهست