ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٢ - تفسير
است: مىيابى يهود و طائفهاى از مشركين را كه آزمندترين مردم ميباشند نسبت بزندگى دنيوى.
من ميگويم: اگر جايز باشد كه موصوف- بنا بر عقيده ابو مسلم- حذف و صفت جانشين آن شود و كلمه( مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا) جاى «طائفه» قرار گيرد پس چرا جايز نباشد بنا بر عقيده ابو على كه كلمه «من» حذف و صفت كه عبارت است از(يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ) جانشين آن قرار گيرد و در اين صورت حذف جايز است و هر دو قول از نظر صورت و صفت يكسان و از معنا مختلف مىباشند نهايت بنا بر اين تقدير كلمه «من» موصوفه است نه موصوله آن طوريكه ابو على تقدير ميكرد.
(يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ): دوست دارد يكى از ايشان كه هزار سال زندگى و عمر كند.
و ذكر «عدد هزار» براى آن است كه آن نهايت عددى است كه مجوس نسبت به يكديگر دعا ميكردند و بملوك تحيت ميگفتند، چنين ميگفتند: زندگانى كن هزار نوروز و هزار مهرگان، ابن عباس ميگويد: هنگامى كه يكى از آنان عطسه ميكرد ديگرى ميگفت: هزار سال بزى.
پس اين گروهى كه مىپندارند بهشت براى آنان است آرزوى مرگ نمىكنند و حرص آنان نسبت بزندگانى در دنيا از مشركين نيز بيشتر است و همين طور اين گروه چون ميدانند كه خداوند در آخرت كيفر كفر و عناد آنان را جهنم و عذاب دردناك قرار داده و اهل شرك ايمان بروز قيامت ندارند پس در حقيقت اينان بيشتر از مرگ گريزان و بزندگانى در دنيا آزمندتر هستند از مشركين زيرا كه آنان معتقد به بعثت نيستند.
(وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ ...)- و طول عمر هيچيك را از عذاب خداوند دور نمىسازد و نافع واقع نميشود زيرا كه عمر بالآخره تمام ميشود و فنا پذير است.
(وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ): و خدا بآنچه عمل ميكنيد دانا و آگاه است