ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١ - كلمه تأويل
جلد اول
علم تفسير قرآن
لغت تفسير
موضوع و فائده آن
چرا بتفسير نيازمنديم
اختلاف سليقه مفسران
اقسام تفسير نويسندگان
تفسير تا قرن ١٤
كلمه تفسير، از ماده و ريشه «فسر» بمعناى كشف و روشن نمودن است.
بعضى آن را از اصل «سفر» كه آن نيز عبارت از كشف و ظهور است چنان كه گويند «أسفر الصبح» يعنى صبح ظاهر شد، گرفتهاند.
كلمه تأويل
كلمه تأويل بمعناى بازگرداندن و از اصل «اوْل» (بازگشتن) جدا شده است قاموس[١] محيط: تأويل كلام همان تفسير و بيان آن ميباشد، بنا بر اين تأويل با كلمه تفسير در معنى فرق ندارد.
قاموس و مجمع البحرين تفسير را بيان مطلب مشكل و پرده برداشتن از آن و تأويل را برگرداندن يكى از دو معنا بديگرى ميداند.
اما در اصطلاح دانشمندان كلمه تفسير در دو مورد بكار رفته است:
١- در فن بديع كه متكلم سخنى ميگويد و كلامى ميآورد كه بتنهايى و مستقلًّا معناى مورد نظر از آن فهميده نميشود و نيازمند بجمله و كلام ديگرى است كه آن را روشن كند و تفسير نمايد و اين نوع تفسير خود يكى از محسنات معنوى است و در فن بديع از آن بحث شده است و مربوط بفن ماست.
[١] كتاب لغت معروف.