ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٨ - داستان
ضلّ ...- منحرف شد.
سواء ...- عدالت، ميانه، غير.
سبيل ...- راه.
داستان
در سبب نزول اين آيه در ميان مفسرين اختلاف است.
از ابن عباس نقل شده: رافع بن حرملة و وهب بن زيد به پيامبر اسلام عرض كردند كتابى از آسمان براى ما بياور كه ما آن را قرائت كنيم و از زمين نهرهايى را جارى كن تا ما پيروى تو كرده و تصديق نمائيم و سپس خداوند اين آيه را فرستاد.
حسن ميگويد: منظور مشركين عرب است كه پرسش نمودند و گفتند:(لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا) تا آيه(أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا)»[١] و(لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا)[٢] سدّى ميگويد: عرب از پيامبر خواستند كه خداى را براى آنان آورد تا آشكار او را به بينند.
مجاهد ميگويد: قريش از محمّد خواستند: كوه صفا را براى آنان طلا كند فرمود: آرى ليكن اين جريان همانند داستان مائده پيروان عيسى خواهد بود پس برگشتند.
ابو على جبائى ميگويد: روايت شده كه گروهى از پيامبر خواستند براى آنها ذات انواط- درختى كه آن را پرستش ميكردند و ميوه و سائر خوردنيها را بآن آويزان مينمودند- قرار دهد همانطورى كه مشركين دارا بودند و همانطورى كه از موسى خواستند براى آنها خدايى مانند خدايان آنها اختيار كند.
[١] سوره ١٧ آيات ٩٢- ٩٣- ٩٤: و گفتند ما بتو ايمان نميآوريم تا از زمين چشمهاى را براى ما بيرون نياورى و يا اينكه باغستانى از خرما و انگور داشته باشى و نهرها در ميان آن جارى سازى و يا آسمان را همانطورى كه مىپندارى بر سر ما پاره پاره كنى و يا خدا و ملائكه را بعنوان شاهد بياورى.
[٢] سوره ٢٥ آيه ٢٣ چرا ملائكه بر ما نازل نميشود و يا پروردگارمان را نمىبينيم